ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٣ - درس پنجم نقش محبت و دوستى
است , شايد كه خداوند در آينده جبران كند و بهتر از باغ تو بر من عطا كند . علم باشد و يا كمال و معنويت , تواضع باشد و يا عدالت و اخلاق و بالاخره هر چه باشد و اگر هم بخواهد , مرا در اين عالم از نعمت هاى ظاهرى و باطنى بهره مند مى كند . ( اسبغ عليكم نعمة ظاهرة و باطنة ) [١] . با اين بيان , چه بسا آينده من خوب باشد و فرجام تو بد( . و يرسل عليها حسبانا من السماء فنصبح صعيدا زلقا ) و از براى كشتزار تو صاعقه و يا بلايى آسمانى بفرستد و به حيات و طراوت آن خاتمه دهد . ( حسبان يعنى حسابرس و حسبان آسمانى , آفات و بلاياى سماوى است ) ( . او يصبح ماؤها غورا ) . يا در اثر آن آفات , آبش فرو رود . در اين صورت چه مى كنيد ؟
قرآن كريم تمام جريان ها و حركت هايى كه كامل باشد به خدا نسبت مى دهد , مى فرمايد : اين آبى كه فعلا در دسترس شماست به وسيله چشمه يا چاه از آن استفاده مى كنيد , اگر چند كيلومتر در سطح اش پايين رود و امكانات براى استخراج نباشد , مگر نه اين است كه اين زراعت سبز و خرم , خشك و پژمرده مى شود , آن وقت چه مى كنيد ؟ همين مضمون در جاى ديگر قرآن است( . قل أرأيتم ان اصبح ماؤكم غورا فمن يأتيكم بماء معين ) [٢] . يعنى اگر اين آب هايى كه فعلا در دسترس شما است پايين روند آن وقت چه كسى براى شما آب جوشان مى آورد ؟ ( ماء معين آبى است كه چشم آن را ببيند و به عبارت ديگر در دسترس باشد . )
اين منطق را آن مرد موحد به اين مرد تبهكار گوشزد كرده , چنين
[١]سوره لقمان , آيه ٢٠ .
[٢]سوره ملك , آيه ٣٠