ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦٣ - مراحل سقوط
در نامه ٣١ على بن ابيطالب ( ع ) به امام حسن ( ع ) فرمود :
فرزندم , تو پاره تن من هستى . اگر خيرى به تو رسد گويى به من رسيده , و اگر آسيبى به تو رسد , گويى به من رسيده است . من اكنون لحظات آخر زندگى را سپرى مى كنم و در آستانه غروب و مرگ قرار دارم . مى خواهم آنچه را كه مى دانم براى تو بازگو كنم . پسرم , قلب جوان مثل زمين خالى است كه در آن هر چه بكارند همان را درو مى كنند( . قلب الحدث كالا رض الخالية ماالقى فيها من شى قبلته ) هر بذرى در اين زمين خالى و مستعد بيفشانند , مى پذيرد و آن را به خوبى پرورش مى دهد . [١]
سعى كنيد از همان ابتداى جوانى بذر فضايل و كمالات و گل زيباى مكارم اخلاقى بكاريد وگرنه شيطان درون اگر ببيند سرزمين خالى است شروع به بذرافشانى كرده و نمى گذارد آن مزرعه خالى بماند و بديهى است كه بذر شيطان جز علف هرز و خار مغيلان [٢] نمى باشد . چون دنيا نشأه حركت و تحول است ممكن است انسان در دنيا با پيدايش عواملى به سوى فضيلت و يا رذيلت تحول پيدا كند كه نمودار عاقبت بخيرى آن فضيل بن عياض است .
درباره اين آيه شريفه( ألم يأن لاالذين آمنوا . . . . ) واقعه اى در
| ١ نهج البلاغه نامه | ٣١ |