ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٩١ - فرمايش على عليه السلام حقيقت طلا و نقره
كه قارون داشت مى داشتيم و به اصطلاح خودشان در حد يك غبطه , نه حسد , بدين معنا كه او نداشته باشد و ما دارا باشيم . اى كاش ما هم مانند او مى داشتيم , زيرا كه( : انه لذو حظ عظيم ) [١] . او داراى بهره و نصيب فراوانى است . اى كاش ما هم از اين نصيب برخوردار بوديم و ما هم مانند او داراى حظ عظيم بوديم . اين حرف كوته نظران است .
اما آن هايى كه از موهبت الهى علم برخوردار بودند حرفشان اين بود كه : اين زرق و برق زينت نيست . اين خير نيست . خير در جاى ديگر و چيز ديگرى است( . ويلكم) . واى بر شما . اين چه آرزويى است شما داريد . شما وقتى اين منظره را ديديد گفتيد اى كاش ما هم مثل قارون چيزى داشتيم . واى بر شما , شما بايد چيز ديگرى آرزو كنيد . ثواب خداوند براى انسان هاى مؤمن و صالح العمل بهتر است .
فرمايش على عليه السلام حقيقت طلا و نقره
وقتى نيازمندى از حضرت على ( ع ) چيزى طلب كرد و گفت : من مقروضم و چيزى كه بتوانم با آن قرضم را ادا كنم ندارم . حضرت به نماينده اش فرمود( : أعطيه الفا) . هزار واحد به او بده كه با آن دين اش را ادا كند و زندگى اش را تأمين كند . نماينده حضرت به او عرض كرد كه هزار دينار بدهم يا هزار درهم ؟ ( هزار مثقال طلا بدهم يا هزار مثقال نقره ) فرمود( : كلا هما عندى حجران اعطيه أنفعهما بحاله ) [٢] . فرمود : هر دو پيش من سنگ است چون طلا يك سنگ زردى است .
[١]سوره قصص , آيه ٨٢
[٢]بحارالانوارج ٤١ ص ٣٢ .