ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٥٥ - هر نفسى چشنده مرگ است
ديگران قطع است . و نهايتا انسان است و عقيده و اخلاق و عمل خود .
اگر اين معنا اول در سطح استدلال علم در ذهن ما جا بيافتد و بعد در سايه عمل اين معنا را شهود كنيم همان بيانى كه على ( ع ) فرمود در ما ظهور مى كند . فرمود : شما اگر بدانيد در قبرستان و براى مرده ها و عالم بعد از مرگ چه خبر است و اگر درون اينهايى را كه دفن مى كنيد بدانيد كه اينها چه چيزى به همراهشان مى برند خيلى ها را دفن نمى كرديد . در تعريف بهشت فرمود اگر بدانيد در بهشت چه خبر است هرگز حاضر نيستيد يك لحظه در دنيا بمانيد و همين حالا با دانستن اين مطلب به طرف قبرستان مى رويد . يعنى به طرف منزوى شدن .
آيات معاد در كنار آيات جهاد
چون در بحث هاى معاد گذشت , مهم ترين عاملى كه جبهه ها را گرم مى كرد ياد معاد بوده است , هيچ عاملى به اندازه ياد قيامت در گرم كردن جبهه هاى جنگ مؤثر نبود . هر وقت مسئله جنگ در اسلام مطرح مى شد , آيات معاد در كنار آن مطرح مى شد . در پرتو ياد معاد بود كه بسيجى را اعزام مى كردند , چون بشر براى آب زندگانى جان مى دهد و آب زندگانى را در شهادت مى داند و مى خواهد حيات ابدى داشته باشد , لذا طبيعت را ترك مى كند كه نميرد .
هر نفسى چشنده مرگ است
فرهنگ قرآن اين است كه انسان , مرگ را از بين مى برد نه اين كه انسان مى ميرد ( . كل نفس ذائقة الموت ) [١] هر انسانى اين مرگ را
[١]سوره آل عمران , آيه ١٨٥