ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٧٢ - آنكه دين را بازيچه قرار داده است
است كه انسان برنامه هايش را با آن مجموعه قوانين تطبيق مى دهد . اگر آن مجموعه قوانين از جانب خداوند بود اين شخص مى شود مسلمان و مؤمن و اگر آن مجموعه قوانين با بازيگرى فكر او تنظيم شده باشد , دين او لهو و لعب است .
گاهى قرآن مى فرمايد : اينها , هواى اينهاست . گاهى مى فرمايد : مجموعه مقررات و قوانين اينها بازيچه دست خود اينهاست . يعنى هر چه مايل اند آن را قانون مى دانند . به ميل خود قانون تنظيم مى كنند . پس دين شان همان هوس شان مى باشد . كارهاى خود را براساس هوس تنظيم مى كنند .
اين حيات پست اينها را فريب داد بنابراين( فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا باياتنا يجحدون ) [١] . همان طورى كه اينها آيات الهى را فراموش كردند الان از لطف ما فراموش مى شوند . نه اين كه خداوند فراموش مى كند . نسيان بر خدا محال است . بلكه آن نظر تشريفى و لطف و عنايت خدا از اين ها سلب مى شود .
كسى كه منكر لقاءالله است در واقع حق را نمى بيند و طبعا در فرداى قيامت كور خواهد بود . چون فردا روز ظهور حق است . غير از حق چيز ديگر نيست . در عالم دنياست كه باطل در كنار حق است . بد در كنار خوب است و كافر فقط باطل و زشتى و مانند آن را مى بيند , بديهى است در روز قيامت روز بروز حق بايد كور باشد . اين نظير تنبيه يك تبهكار نيست . اگر در محل امتحان فقط از يك علم معين سؤال كنند و فردى از آن علم هيچ اطلاعى نداشته باشد هر چند كه در ساير علوم
[١]سوره اعراف , آيه ٥١