ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٨ - درس چهارم محبت و دوست يابى از آثار حيات طيب
در قيامت خيلى ها را نمى سوزانند . كودكان و يا ديوانه ها را نمى سوزانند . مستضعفينى را كه دسترسى به تحقيقات علمى نداشته اند نمى سوزانند . همت ما اين باشد و بس كه در قيامت نسوزيم , يا در طلب چيزى ديگرى , وراى آن بايستى بود . اين ,
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب *** تا در اين خانه جز انديشه او ننديشم
و اين نياز به تلاش و زحمت دارد .چه سان مى شود كه يك انسان , تمام علايق را پشت سر گذاشته و از راحتى چشم بپوشد و به جبهه رفته و آن جا با مشكلات دست و پنجه نرم كند . او به چه دلگرم است , او با فكر رفته است يا با كشش . فكر به تنهايى كافى نيست , در خيلى ها فكرش هست , اما آنچه جذبه دارد , محبت خداست .
پس اگر كسى گفت قدرى خدا و قدرى غير خدا , او خودش را فريب داده است . چون در نهان انسان , اهرمن با فرشته جمع نخواهد شد . چه زيبا و به مورد است كه به آيات پايانى سوره مجادله نظرى اندازيم . در آن جا پس از ذكر مشخصات حزب شيطان چنين مى فرمايد :
( ان الذين يحادون الله و رسوله أولئك فى الاذلين ) [١] . آن ها كه در برابر حدود الهى براى خود حد و مرزى قايل اند و در مقابل آن و احكام خدا مى ايستند , در زمره پست ترين افرادند . چرا كه به چيزى دل بسته اند كه نظام آفرينش آن چيز را هم به اين ها مى دهد و هم به
[١]سوره مجادله , آيه ٢٠