ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٧ - نقش ياد قيامت در وارستگى انسان
بندگان خاص اش داده مى شود , به آسانى فراهم نمى گردد . اگر رنج و كوششى انجام شد و ياد مبدأ در دل جا كرد , خدا اين نعمت را به انسان مى دهد كه ياد قيامت باشد . آن گاه همه مشكلاتش حل است و چون ما به آن درجه و مقام نرسيديم احساس سختى مى كنيم , و از طى بعضى از راه هاى دشوار احساس خستگى مى نمائيم . وگرنه ياد قيامت همه اين كارها را آسان مى كند .
در سوره انعام بر جريان قيامت به صورت ديگر استدلال مى كند , مى فرمايد( : قل لمن ما فى السموات والارض ) [١] . از اين بت پرستان بپرس اين نظام در تحت اختيار كيست ؟ ملك و ملك كيست ؟ قل لله , بگو در اختيار الله است( . كتب على نفسه الرحمة ) [١] . خدا رحمت را بر خودش تثبيت كرد . رحمت خدا به چه صورت تجلى مى كند ؟ بدين صورت كه( ليجمعنكم الى يوم القيامة لاريب فيه ) [١] . همه شما را براى روز قيامت گرد مى آورد . در آن روز هيچ ترديدى نيست . نه در اصل وقوع قيامت شك و ريب است و نه اصولا قيامت ظرفى است كه شك در آن راه داشته باشد .
اين كه خداوند قيامت را در كل جهان و نظام هستى قرار داد , رحمتى بود كه به مردم نمود , زيرا خداى رحيم هر موجودى را بايد به كمالش برساند كمال انسان براى اين است كه به پاداش خودش برسد و تبهكاران هم به كيفرشان رسند در اين حال است كه اين نظام احسن به كمالش مى رسد . كمال انسان در اين است كه در آن عالم به لقاءالله برسد و سراسر اين جهان ميدان آزمايش و امتحان باشد و آن جا جاى
[١]سوره انعام , آيه ١٢