ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٨ - معنى ضنك
حق اعراض كند( . فأنه يحمل يوم القيامة وزرا خالدين فيه ) [١] . او بار سنگينى را حمل مى كند و براى ابد زير بار سنگين آن قرار دارد . اين بار روى دوش اوست( . خالدين فيه و ساء لهم يوم القيامة حملا ) [٢] . بد بارى است . بارى است بسيار سنگين و گران . بارى را كه انسان در درون مى كشد حمل گويند و بارى كه بر پشت مى گذارد حمل مى نامند . اين انسان بد بارى را بر پشت خود حمل مى كند .
( يوم ينفخ فى الصور و نحشر المجرمين يومئذ زرقا ) [٣] . روز قيامت روزى است كه تمام مرده ها زنده مى شوند و تبهكاران با چشم هاى ازرق و كبود محشور مى شوند .
معنى ضنك
چون در همين سوره طه فرمود( : ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا و نحشره يوم القيامة اعمى ) [٤] . كسى كه از ياد حق اعراض كند در دنيا در زندگى تنگ قرار دارد . هميشه در فشار است . ممكن نيست كسى از ياد حق غافل باشد و در آسايش باشد . هميشه در فشار است . مثل آن مرغى كه در قفس طلايى محصور است . او هر چه بيشتر فراهم مى كند بيشتر فشار مى بيند و محدوده حيات اش تنگ تر مى شود .
ضنك به معناى فقر نيست , معنايش تنگى است . آن كه قدرت مالى اش بيشتر است و از ياد خدا غافل , حلقه محاصره اش تنگ تر است چرا كه فشار حفظ اينها سنگين تر است و هر اندازه كه دارا باشد گذشته از نگهدارى آن تلاش مى كند كه افزون تر شود .
[١]و ٢ و ٣ و ٤ سوره طه آيات ١٠٠ و ١٠١ و ١٠٢ و ١٢٤