ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٥٢ - قانون عليت در قيامت
اين ها آئينه قدرت حق اند نه آن كه مقتدر باشند . اين معنا را مؤمن مى فهمد و عارف مى بيند و در قيامت همه ما مى بينيم كه حتى به خود تكيه كردن و اعتماد به نفس كه معنايش غير از غرور است , خود يك نحوه شركت است . در آن روز متبوعها را از تابعين جدا مى كنند و تابعين هم كه حساب نشده به دنبال متبوعها حركت كرده بودند از آنها جدا مى شوند( . اذ تبرا ألذين اتبعوا من الذين اتبعوا ) [١] . متبوعها از تابعين تبرى مى جويند آنها در دنيا مى توانستند عده يى را دور خود جمع كرده و فريب بدهند , اما در قيامت اين چنين نيست( . و رأوا العذاب و تقطعت بهم الاسباب ) [١] .
قانون عليت در قيامت
پس علل و اسباب ظاهرى كه در دنيا در اختيار آنها بود و با اين اسباب هر كارى كه مى خواستند انجام مى دادند اين اسباب گسسته مى شود . در قيامت ديگر سببى در اختيار انسان نيست كه انسان بتواند دروغ بگويد و يك عده يى را به دور خود جمع كند و بتواند فريب بدهد و بر عده يى تحميل شود و بتواند فريب بدهد و يك قدرت كاذبى تهيه كند . پس اين چنين اسباب در قيامت منقطع است , نه هر سببى و نه هر نظام علت و معلولى . در آن جا بهشت رفتن يك حسابى دارد و جهنم رفتن هم يك حساب , هر كدام داراى يك نظم خاصى است كه قانون عليت آن جا هم كه حاكم است . پس اسباب ظاهرى و دنيايى در نظام آخرت منقطع است و گسسته , اما انساب , پيوندها و پيمانهاى آنها هم در قيامت نقشى ندارند .
[١]سوره بقره , آيه ١٦٦