ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٧ - نمونه اى از ادب مع الغير
مكاتب خاتمه ميدهد , و هوالقيامة , در آن روز روشن مى شود كه اين نظام را كى اداره كرد و كى مى پروراند( . يعلمون ان الله هو الحق المبين ) ( ٢٥ , نور ) به طور بين و روشن و آشكار همه در قيامت مى فهمند الله حقى است بين و مبين . عالم اين چنين نيست كه براى هميشه اختلافات فكرى و اعتقادى باشد و سرانجام اين اختلافات حل نشود , و روشن نشود كه , جنگ هفتاد و دو ملت در اثر نديدن حقيقت بود [١] , بالاخره يك چنين روزى در پيش هست( . ثم الى ربهم مرجعهم فينبئهم بما كانوا يعملون ) [٢] هر چه مى كردند آن روز الله با خبرشان مى كند , هر چه در دل داشتند آن روز الله روشنشان مى كند , هر كارى كه در جهان كردند كه ظاهرش با باطنش دو تا بود الله روشن مى كند , اين جهان پراكنده به عالم جمع مى رسد و مى رود , اين عالم فرقت به جهانى كه پراكندگى ها را خاتمه مى دهد منتهى مى شود , اين جهان پر اختلاف به صحنه يى كه در آن اختلاف نيست ختم مى شود وگرنه اگر بشريت هميشه در كشمكش اعتقادى و فكرى باشد و بالاخره روشن نشود حق با كيست , اين معنايش هدف نداشتن عالم است , پس قرآن هم ادب برخورد با صاحبان نظر و عقايد گوناگون را روشن كرد , هم آرامش بخشيد كه سرانجام روزى در پيش است كه به اين اختلافات خاتمه داده مى شود .
١ جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه *** چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند .
[٢]انعام , آيه ١٠٨ .