ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢١٧ - خلاصه درس سيزدهم
دنيا هست بانشاط و سرسبز و خرم است اما روزى كه همه چيز درهم شكسته مى شود آنگاه معلوم مى شود آنكه هدف انبياء را پياده نكرده است و قايم به قسط نشد شعله ور و هيزم افروخته است .
٦ در زمان خليفه سوم شخصى جمجمه شخص مشركى را از قبرستان برداشته و به حضور او برد و به او گفت اگر قبر گودالى از گودالهاى جهنم است چرا اين سر داغ نيست اما خليفه از جواب بازماند على بن ابيطالب را آوردند و آن حضرت در جواب او فرمود زند و مسعارى آوردند وقتى حاضر شد رو به آن شخص كرد و گفت الان اينها گرم نيستند ولى دستور داد تا آنها را بهم بزنند وقتى اصطكاك حاصل شد جرقه اى پيدا شد حضرت با اين كار فهماند كه زبانه آتش از درون اين زند و مسعار برخواست به آنها فهماند كه آتش در قبر از خود شخص برمى خيزد .
٧ انسانها در قيامت دو دسته هستند يا از مقربين هستند كه خود روح و ريحان اند و يا ابرارند كه ملحق به آنها هستند و يا غير آنها كه هيزم شعله ور مى باشند .
٨ آتش قيامت چون تحت عصمت و صيانت فرشتگان الهى است عالم و عاقل و عادل و معصوم است و هر كسى را نمى سوزاند بلكه وقتى دشمنان الهى را ببيند از شدت غضب و خشم مثل پلنگ نعره مى كشد گويا مى خواهد پاره پاره شود .
٩ پلنگ و حيوانات درنده ديگر نمودار خوى هاى درونى انسان هستند .
١٠ در درس بعد راجع به كتابت اعمال و حقيقت آن بحث مى شود .