ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٧ - درس دوم حيات طيبه
خاصى سير مى كند , ديگران با همانند خود محشورند او حشرش با اولياى الهى است , در همين دنيا نه در آخرت , آخرت كه بحث اش در آيه سوره مؤمن بود . در همين دنيا حيات ديگر دارد , در عين حال كه با ماست مثل ما نيست , در حالى كه با مردم است مانند افراد عادى نيست , يك حيات و زندگى طيب دارد كه ديگران به آن حيات نرسيده اند . در آنجا غم و ترس نيست , بخل نيست , آز و حرص و حسد نيست , عداوت و كينه توزى نيست , جهل و ضلالت و گمراه كردن و گمراه شدن نيست , حياتى است طيب , حياتى است پاكيزه , در تمام رويدادها نمى جنبد . وحشت در او راه ندارد( . قل لن يصيبنا الا ما كتب الله لنا ) ( ٥١ . توبه ) هر چه خدا خواست ما راضى هستيم , او يك زندگى جدايى است فوق اين , درجه ايست فوق اين , نه همين زندگى طبيعى را تعمير بكنند بگويند حيات طيب است , نه همين را رنگ و روغن بكنند بگويند حيات طيب است , نه همين را رفو بكنند بگويند حيات طيب است , زندگى طبيعى و مادى با تعمير و مرمت , با رنگ و روغن كردن , با دوخت و دوز و رفو كردن طيب نخواهد شد , اين همان است كه قرآن از آن به بازيچه تعبير مى كند , فرمود( : حيوة الدنيا لعب و لهو )
شما اگر ميدان بازى را تعمير كرديد آن كلاس نيست , آن ميدان بازى است , رنگ و روغن كرديد آن كلاس درس نيست , آن ميدان بازى است , حفره هايش را پر كرديد , آن كلاس درس نيست , ميدان بازى است , ميدان بازى , ميدان بازى است . دنيا بازيچه است , اين با رنگ و روغن , با مرمت و رفو طبيب و طاهر نخواهد شد , نفرمود : ما زندگى مادى و زندگى دنيايى او را طيب مى كنيم , نفرمود : ما دنياى او را طيب مى كنيم , فرمود : به او حيات طيب مى بخشيم .