ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٠ - معناى القارعه وما القارعه
وقت در كنار يك اقيانوس قرار مى گيرد . در اين جا چنين تعبير مى كند , دريا ! دريا ! اين جا هم همان تعبير است . انسان اقيانوس را با چه واحدى بسنجد و بيان كند . در كنار اين اقيانوس عظيم كه قرار گرفت به ديگرى مى گويد , دريا ! دريا ! كه تعبير , حاكى از عظمت آن امر است .
معناى القارعه وماالقارعة
اين جا فرمود( : القارعة . ماالقارعة ) كوبنده يى , چه كوبنده يى , حال چه چيزى را مى كوبند ؟ آيا تنها انسان را مى كوبند ؟ تنها كوه و زمين را مى كوبند ؟ تنها منظومه شمسى را مى كوبند ؟ تنها اين آسمان هايى را كه رصدخانه هاى بشرى تا به حال كشف كرده است مى كوبند ؟ چه چيزى را با چه وسيله يى مى كوبند و براى چه مى كوبند ؟ آن روز عالم طبيعت كوبيده مى شود . روزى كه( يكون الناس كالفراش المبثوت ) [١] انسانها مانند ملخ ها يا پروانه هاى پراكنده , سراسيمه نمى دانند كجا بروند( . وتكون الجبال كالعهن المنقوش ) [٢] اين كوه هاى استوار كه محكم است و در دنيا به عنوان رواسى [٣] و ميخ هاى زمين قرار گرفته كه جلوى اضطراب زمين را بگيرد , در آن روز معلوم مى شود كه اين سلسله جبال مانند پنبه هاى ندافى [٤] شده , سبك است( . فاما من ثقلت موازينه ) [٥] . در روز قيامت كسى كه موازين و اعمال نيك اش سنگين باشد( فهو فى عيشة راضية ) [٦] . داراى زندگى خوب و راحتى است . اما كافر در همه حال در تنگى و فشار است .
در دنيا كه هست در تنگى است . در قبر و برزخ هم در تنگى است .
[١]و ٢ سوره قارعه , آيات ٤ و ٥
[٣]رواسى : جمع رأس .
[٤]نداف : حلاج , پنبه زن
[٥]سوره قارعه , آيه ٦
[٦]سوره قارعه , آيه ٦