ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٤ - درس چهارم محبت و دوست يابى از آثار حيات طيب
در اين آيه مى فرمايد : بعضى از مردم و جنبندگان و چهارپايان در رنگ با هم مختلف اند ولى در حقيقت هم رتبه و در يك رديف اند . سپس خردمندان و علما را با يك نشانه خاص از ديگران امتياز داد , آن نشانه و علامت , علم واقعى است كه آنان واجداند . البته نه به اين معنى كه دانشمندان از نوع ناس نيستند بلكه گروهى از مردم بوده كه با مشخصه علم واقعى از ساير افراد اين نوع ممتاز و برجسته مى گردند . آنان انسان هايى هستند كه نشانه خشيت و ترس از خدا در همه وجودشان محسوس است . پس اگر كسى تمام محبت و علاقه اش به ماده و مادى باشد . در حد يك دام است چرا كه حيوان هم علاقه و ميلش به خوردن است و خوابيدن , به علف است و علفزار , پس كجاست فرق آدميت و حيوانيت . پس اين محبت نيست , از اين حد بايد بالاتر برود و اگر اين انسان بخواهد به جوانى و طراوت آن دل بندد , اين را هم قرآن بيان كرده است , مى فرمايد :
جوانى و قدرت آن بين دو ضعف قرار گرفته است , قبلش ضعف و ناتوانى و بعدش هم ضعف و ناتوانى و عاقل , محبت چنين چيزى را به دل راه نمى دهد .
در سوره روم چنين مى فرمايد( : الله الذى خلقكم من ضعف ) [١] خداوند شما را از ناتوانى دوران خردسالى و كودكى آفريد . اين دوران ضعف است و ناتوانى( . ثم جعل من بعد ضعف قوة ) [٢] . از پس اين ضعف به شما جوانى و قدرت داد . اما اين پايدار نبوده به ضعف و فرتوتى مى انجامد( . ثم جعل من بعد قوة ضعفا و شبية ) [٣] پس جوانى
[١]سوره روم , آيه ٥٤
[٢]سوره روم , آيه ٥٤
[٣]سوره روم , آيه ٥٤