ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٤٤ - درس دوم حيات طيبه
ايمان و عمل مثبت دارد , انسانيت نه زن است نه مرد , مگر انسانيت به صورت اسكلت درآمده كه اين چنين ساخته بشود يا آن چنان ساخته بشود .
تمام ارزش ها مال جان انسانى است و جان انسانى نه زن است نه مرد , لذا در حكمت هاى اسلامى مذكر و مؤنث بودن را جزو امور صنفى مى دانند نه فصل , در منطق آن امرى كه در ذات راه دارد از آن به فصل تعبير مى شود , آن امرى كه مربوط به ذات نيست به بيرون از ذات ارتباط دارد از آن به امور صنفى تعبير مى كنند , مذكر و مؤنث بودن دو صنف از انسان هستند نه دو نوع از انسان . انسانيت مذكر و مؤنث بودن برنمى دارد , قرآن با انسان كار دارد و بر اين اصل است كه مى فرمايد : خواه زن , خواه مرد , يعنى خواه اسكلت اين چنين ساخته شده باشد يا آن چنان خلق شده باشد اگر جان با ايمان بود و از جان با ايمان كار صالح صادر شد حالا خواه بدن اين چنين خلق شده يا آن چنان , ما او را از حيات طيب برخوردار مى كنيم( : ولنحيينه حيوة طيبه ) نظير اين آيه , سوره نحل آيه ٩٧ در آيه ٤٠ سوره مؤمن مطرح است , سوره مؤمن بعد از زمر است كه به سوره غافر هم ناميده مى شود , آيه ٤٠ از سوره مؤمن كه همان سوره غافر است( من عمل سيئة فلا يجزى الا مثلها ) هركس كار بد و زشت انجام بدهد همانند آن كار جزا و كيفر داده مى شود( . و من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤمن فاولئك يدخلون الحنة يرزقون فيها بغير حساب ) . مؤمنين اند كه وارد بهشت سعادت مى شوند خواه مرد , خواه زن , و از آن چنان رزقى برخوردارند كه به حساب درنمى آيد .
در بخش اول فرمود : ما كار بد را جزا مى دهيم هر چه مى خواهد