ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٠ - درس چهارم محبت و دوست يابى از آثار حيات طيب
است , بيان مى فرمايد :
( لاتجد قوما يؤمنون بالله واليوم الاخريوادون من حادالله ورسوله ) [١] .
اى رسول ما تو هرگز قومى را كه اهل ايمان به خدا و روز رستاخيزاند آنان را نمى يابى كه با كسانى كه از حدود الهى خارج اند , رابطه مؤدت و دوستى برقرار كنند( . ولوكانوا ابانهم او أبنائهم او أخوانهم او عشيرتهم ) . [٢]
هر چند كه از پدران , فرزندان , برادران , و يا از عشيره هايش باشند , او تنها به خدا و اوليايش محبت دارد و بس . و هر كس كه از حدود الهى خارج شود با او رابطه محبت ندارد . و چنين شخصى به طريق اولى به مسكن و اموال و همسر دل نمى بندد . قوم در آيه به معنى گروه است و از قيام مشتق مى باشد , چون گروهى كه اهل قيام اند از آن ها به قوم تعبير مى شود . تعبير به( لاتجد) يعنى نمى يابى , براى اين است كه مؤمن در ظرف جانش محبت خدا جاى كرده است و جايى براى غير او نيست . اينجاست كه مى گويند( : ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند) [٣] و آن جا كه گفته اند تا ديو بيرون نرود فرشته درنمى آيد . اين حد بالاست كه تا جان را طيب و پاكيزه نبيند قدم نمى نهد . حالا اگر فرشته آمد او مى گريزد يعنى همواره آيات الهى را با جان و دل مى خوانند نه فقط تلفظ كنند , و در چنين قلبى است كه تنها محبت خدا راه دارد و بس . سپس مى فرمايد :
( أولئك كتب فى قلوبهم الايمان ) [٤] . ايشان كسانى هستند كه در
[١]سوره مجادله , آيه ٢٢
[٢]سوره مجادله , آيه ٢٢
[٣]زاهد اررندى حافظ نكند فهم چه شد ديو بگريزد از آن قوم كه قرآن خوانند . حافظ
[٤]سوره مجادله , آيه ٢٢ .