ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٤ - نقش ياد قيامت در وارستگى انسان
مخصوص اعطا مى كند . هر ملتى لياقت آن را ندارد كه همواره به ياد قيامت و مرگ باشد , چون ياد مرگ و قيامت فضيلتى است كه براى حفظ دين لازم و دنبالش تحرك و قيام مى آيد . آن كه آرزوهاى طولانى در دل دارد و قيامت را فراموش مى كند و براى نيل به آرزوهاى دراز , دست از پليدى ها برنمى دارد .
خداوند خطاب به رسول اكرم ( ص ) مى فرمايد( : واذكر عبادنا ابراهيم و اسحق و يعقوب ) [١] . توبه ياد بندگان خاص ما باش , بندگانى نظير ابراهيم و اسحاق و يعقوب ( ع ) كه از پيام آوران الهى اند . خدا اين انبيا را با صفاتى مى ستايد و معرفى مى كند . مى فرمايد( : اولى الايدى و الابصار ) [٢] . اين انبيا داراى دست و چشم اند , اين ها دست دارند و بينااند . معلوم مى شود آن دستى كه براى حق باز و بسته نشود , دست نيست . آن چشمى كه حق نبيند , چشم نيست . آن دست هاى پرتوان ابراهيم خليل است , كه قرآن از آن به عنوان دست نام مى برد . مى گويد ابراهيم داراى دست است . آن كه بت مى شكند و به ناحق دست نمى دهد , آن كه در حال تضرع و ناله به سمت الله دراز مى شود و در حال دفاع , به صورت مشت به سينه خصم مى خورد , و آن كه در حال عاطفه باز مى شود و دستگيرى به عمل مى آورد , آن دست را قرآن دست مى نامد و مى فرمايد : ابراهيم داراى دست بود . اسحاق و يعقوب داراى دست بودند , پس عضوى كه خدمت نكند عضو نيست . چشمى كه حق نبيند چشم نيست . فرمود اين هايند كه دست داشتند . اين هايند كه چشم داشتند .
[١]سوره ص , آيه ٤٥ .
[٢]سوره ص , آيه ٤٥ .