ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٧ - درس پنجم نقش محبت و دوستى
محبوب خداست .
در آن روز انسان ظالم از آن جهت انگشت ندامت بر دهان مى گزد كه در انتخاب دوست راه غلط را طى كرده و سپس به ورطه تباهى و گمراهى افتاده است . وى چنين مى گويد( : لقد اضلنى عن الذكر بعد اذ جائنى ) [١] . او مرا از ياد حق و نام حق پس از آن كه به من رسيده بود , گمراه كرد . او گمراه بود و من به خاطر دوستى با او گمراه شدم . يك وقت است كه نام حق نداشتيم , در اين صورت ما قاصريم ولى يك وقت دستورات الهى آمده و ما به آن دست يافته ايم ولى او ما را گمراه كرد . اين تقصير است .
در عصر و جامعه يى كه ياد حق زنده است و امكان دسترسى به آن مى باشد , اگر در اين جامعه كسى عمدا از ياد حق و نام حق منصرف بشود آينده يى بس تاريك و ظلمانى در پيش دارد كه خدا در سوره فرقان بيان كرده( . و كان الشيطان للانسان خذولا ) [٢] . شيطان مى كوشد كه انسان را خوار كرده و از آن عزت و شكوهى كه در پرتو ايمان و عمل صالح حاصل مى شود وى را محروم گردانده و به دل او يك عزت كاذب و دروغين بدهد . آن كسى كه نزد تبهكاران موجه است , او عزيزى است بى جهت و داراى عزتى است كاذب . قرآن در اين باره چنين مى فرمايد :
( اخذته العزة بالاثم ) . [٣] اين انسان ها به واسطه گناهى كه مى كنند عزت كاذبى تحصيل كرده و در اثر آن عزت دروغين حاضر نمى شوند كه به سخن حق گوش فرا دهند . و اين است عزت باطل .
[١]و ٢ سوره فرقان , آيه ٢٩
[٣]سوره بقره , آيه ٢٠٦ .