ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٧٧ - درس چهارم محبت و دوست يابى از آثار حيات طيب
چيز است . اين ها اگر نگذاشتند كسى به الله و رسولش وبه جهاد فى سبيل الله دل ببندد او بايد منتظر عذاب الهى باشد و اگر بگويد هم به خدا علاقه مندم و هم به اين ها , مگر ممكن است , انسان دو دل , دو جسم و دو روح داشته باشد ؟
( ما جعل الله لرجل من قلبين فى جوفه ) [١] در نهاد انسان بيش از يك قلب وجود ندارد .
پس قلب انسان نمى تواند هم ظرف محبت خدا باشد و هم ظرف محبت دنيا . قلب آدمى محل حب خدا و اولياى اوست .
محرم دل نيست جاى صحبت اغيار *** ديو چو بيرون رود فرشته درآيد
پس در منزل دل نمى توان هم فرشته را جاى داد و هم اهرمن را . و اگر اهرمن جاى گرفت , و نفوذ كرد آن گاه است كه قلب را احاطه مى كند , و اين كار , كارى است بس دشوار و سنگين , صرف اين كه بگويد من ديو را به درون راه نمى دهم , كارى صورت نمى گيرد , نياز به پاسدارى و حفاظت دايمى دارد , اين هوشيارى دايمى مى خواهد , اين , پاسبان حرم دل شده شب همه شب .
آن كسى كه بعد از شام آن قدر مى خوابد تا هنگام نماز صبح به زحمت بيدارش كنند , اين پاسدارى ندارد . شيطان در خواب و يا در بيدارى نزدش آمده آن قدر غذا خورده است تا صبح نتواند بيدار شود و اين دو ركعت نماز را آن هم از روى تكلف بخواند : چنين كسى از نماز لذت نمى برد . نهايت اين است كه او را نسوزانند . ولى اين كجا و آن مقامات عالى كجا .
[٢]سوره احزاب , آيه ٤ .