ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨ - تكامل انسان در پرتو ذكر حق
كامل كند و توفيق شوق لقاى خويش را به ذات او عطاء نمايد در اينحال گوهر هستى عبد ذاكر مى شود مذكور خدا كه او خيرالذاكرين ميباشد . ببين تفاوت ره از كجا است تا بكجا.
روزگارى بر انسان گذشت كه اصلا شى ء نبود و عنوان - چيز - بر او اطلاق نمى شد چون معدوم لاشى است نه شى ء . . . (( وقد خلقتك من قبل ولم تك شيئا )) )١( سپس وارد مرحله شى ء شد ولى شى ء قابل ذكر نبود : (( هل اتى على الانسان حين من ال دهر لم يكن شيئا مذكور )) )٢( آنگاه در پرتو ياد حق و طى درجات آن از ذكر نعمت هاى خدا تا انتقال به ياد خود حق مى رسد كه در اين مرحله نهائى نه تنها شى ء قابل ذكر است و نه تنها بندگان صالح و فرشتگان الهى بياد اويند, بلكه خود خداوند نيز به ياد گوهر متكامل هستى اوست , و آنهم در ملاء اعلى و در جمع فرشتگان .
اهتمام ياد حق و ارزش آثار گرانسنگ ذكر خدا مايه امر به كثرت آن شده چنين مى فرمايد : (( يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكرة واصيلا )) )٣( و پاداش ياد حق را آن قرار داد كه خداوند نيز به ياد ذاكران خويش خواهد بود : (( فاذكرونى اذكركم )) )٤( , حضرت على بن الحسين امام سجاد (ع) كه خود نه تنها اهل ياد نعمت حق بود و همچنين اهل بيت رسول اكرم (ص) است كه آن حضرت (ص) ذكر ممثل است بلكه خود نيز چنانكه گذشت متن ذكر حق ميباشد , در اين باره مى گويد : پروردگارا تو ما را به ياد خودت دستور داده و ما را بر آن نويد دادى كه اگر به ياد تو باشيم تو نيز جهت شرف بخشودن به ما بياد ما باشى و ما آنچنانكه امر كردى بياد توايم تو آن وعده را عمل فرما و بياد ما باش يا ذاكرالذاكرين اى خدائى كه بياد يادكنندگان خود هستى . )٥(
[١]- سوره مريم آيه ٩
[٢]- سوره هل اتى آيه ١
[٣]- سوره احزاب آيه ٤٢ - ٤١
[٤]- سوره بقره آيه ١٥٢
[٥]- مناجاة الذاكرين