ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٨٨ - درس پنجم نقش محبت و دوستى
عزت حق و اصيل آن است كه فرمود( : ألعزة لله وللرسوله و للمؤمنين ) [١] . و هم چنين ( , فلله العزة جميعا اليه يصعد الكلم الطيب ) [٢] . يعنى از راه كلم طيب و عمل صالح مى توان به عزت راستين رسيد كه بحثش گذشت . حال اين جا مى فرمايد( : وكان الشيطان . . . . ) . شيطان وقتى انسان را خوار كرد او را بنده شهرت كرده و اين جا است كه هر چه هوس فرمان دهد او اجرا مى كند . لذا از على بن ابيطالب ( ع ) نقل شد كه( عبد الشهوة اذل من عبد الرق ) . يعنى بنده شهوت فرومايه تر و ذليل تر از بنده زرخريد است . زيرا هوس او را به نازل ترين دركات مى كشاند( . لوقال الرسول يا رب ان قومى اتخذوا هذا القرآن مهجور ) [٣] رسول خدا به پيشگاه حضرت احديت عرض مى كند , خدايا من گرفتار يك مردمى هستم كه اين قرآن را رها كرده و آن را پشت سر گذاشتند .
تنها رابطه انسان با خدا , كتاب آسمانى اوست زيرا همه معارف و احكام و دستورات كلى الهى در قرآن است . بنابراين فرمودند كه تا مى توانيد قرآن بخوانيد و يا فرمود( : فاقرء و اما تيسرمن القرآن ) [٤] .
به مقدار ميسور قرآن بخوانيد و خود را در اين امر به زحمت نيندازيد و بكوشيد كه همراه تلاوت قرآن , معانى آن را هم درك كنيد . البته نفهميدن قرآن عذرى براى نخواندن قرآن نمى باشد زيرا اين كتاب , هم چون كتب بشرى نيست كه خواندنش بدون توجه , بى اثر باشد . اگر انسان صبحگاهان چشمش به آيات قرآن كريم افتاد و پس از آن از
[١]سوره منافقون , آيه ٨
[٢]سوره فاطر , آيه ١٠
[٣]سوره فرقان , آيه ٣٠
[٤]سوره مزمل , آيه ٢٠