ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٧١ - آنكه دين را بازيچه قرار داده است
معتقد نشدى . آن مقدار كه مربوط به اخلاق بود آمد و تو متخلق نشدى و آن مقدارى كه مربوط به اعمال بود , آمد و تو عمل نكردى , پس آيات ما را تو نديدى , لذا در قيامت كه روز ظهور همان آيات است , آنها را نخواهى ديد . تو آيات ما را فراموش كردى( . و كذلك اليوم تنسى ) [١] . امروز هم تو فراموش مى شوى و از ياد ما مى روى , لذا نور ندارى .
البته اين نتيجه نه براى انتقامجويى است زيرا او سؤال از عذاب كردن اش نمى كند , بلكه مى گويد چرا نابينا شدم و حال آن كه در دنيا بينا بودم . جوابش مستدل است , مى فرمايد : تو در دنيا هم نابينا بودى . مسئله اين نيست كه بگويد چرا به من تازيانه مى زنيد تا جواب گويند كه تو چرا فلان كار را كردى . سؤال اين است كه چرا من نابينايم . جواب اين است كه تو نابينا بودى , آيات ما را نديدى , امروز هم چيزى جز ظهور آيات حق نيست لذا چيزى را نمى بينى .
آنكه دين را بازيچه قرار داده است
در سوره مباركه اعراف مى فرمايد( : الذين اتخذوا دينهم لهوا ولعبا و غرتهم الحيوة الدنيا فاليوم ننسيهم ) [٢] . آن كسى كه به ميل خود كار كرده و دين را بازيچه مى گيرد و مقتون دنيا شده است , چنين انسانى را فراموش مى كنيم , به اين معنا كه نظر لطف و عنايت حق از او سلب مى شود وگرنه خداوند كه فراموشكار نمى باشد( . و ما كان ربك نسيا ) [٣] .
انسان بدون دين نمى تواند زندگى كند . دين آن مجموعه قوانينى
[١]سوره طه , آيه ١٢٦
[٢]سوره اعراف , آيه ٥١
[٣]سوره مريم , آيه ٦٤