ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٨ - همه آنچه غير خدا است باطل است
همه آنچه كه غير خداست باطل است
در سوره لقمان و هم در سوره حج مى فرمايد( : ذلك بان الله هو الحق ) [١] . اين هو كه بين الله والحق با الف و لام واقع شده است , مفيد حصر است , نه اين كه خدا حق است , چيز ديگر هم حق . نه . تنها حق خداست و اگر چيزى حق است بايد او گفته و يا دستور داده باشد . نمى فرمايد كه( الله حق) يعنى غير خدا هم ممكن است حق باشد . اين ضمير فصل( هو) با الف و لامى كه روى حق است مفيد حصر است يعنى حق منحصر در خداست . غير از خدا چيزى حق نيست .
گذشته از اين كه خود اين جمله مفيد حصر است جمله بعد هم همين حصر را تأكيد مى كند . جمله بعد اين است كه( : و ان ما يدعون من دونه هو الباطل ) [١] . در حقيقت راهى كه غير راه خدا باشد . باطل است . اگر حق منحصر در خداست پس غير خدا منحصرا باطل است و بطلان در غير خداست بنابراين چيزى در عالم حق است كه به دستور خدا باشد , اگر به دستور خدا نبود حق نيست .
اين بيان درباره اميرالمؤمنين ( ع ) آمده است كه( : على مع الحق يدور حيث ما دار ) . آن ها حق محوراند يعنى هر جا حق است آن ها هستند , هر جا حق نيست آن ها نيستند . هر جا حق است او دور مى زند و هر جا حق نباشد او حركتى ندارد . ديگران كه خود محوراند , گاهى خواسته آنها با حق مطابق است و گاهى با باطل .
[١]سوره حج , آيه ٦٢