ياد معاد - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٤٦ - روايت شيخ كلينى
مى فرمايد [١] .
خود هنر آن دان كه ديد آتش عيان *** كى گپ دل على النار الدخان
ريشه اش اين است . مى گويد يك وقت انسان آتش را مى بيند , طبعا به طرف آن نمى رود , و يك وقت آتش را نمى بيند بلكه شاهد دود است و از اين دود بر وجود آتش استدلال مى كند . مولوى مى گويد اين استدلال گپ است , و حرف , هنر نيست . خود هنر آن دان كه ديد آتش عيان , طبق آيه سوره تكاثر خدا فرمود : اگر علم به قيامت باشد , آتش جهيم را مى بينيد و بين آن دو تلازم است . اگر نمى بينيد بدانيد كه نمى دانيد .
اين قياس ها , قياس استثنايى است . قياس استثنايى در قرآن كريم فراوان است , فرمود : اگر شما علم يقين داشته باشيد خوب آتش را مى بينيد . اگر نمى بينيد براى اين است كه نمى دانيد حرف اش را مى زنيد . گپ اش را مى زنيد .
روايت شيخ كلينى
شيخ كلينى و ديگران نقل كرده اند كه جوانى نزد رسول اكرم ( ص ) آمد و عرض كرد : من يقين به قيامت دارم , رسول ( ص ) فرمود : هر چيزى علامتى دارد . نشانه يقين تو چيست ؟ گفت طورى هستم كه بهشت و اهل اش را مى بينم , جهنم و عواى [٢] اهل النار را مى شنوم . حضرت نفرمود : اين شدنى نيست . شيخ مى گويد كه اين جوان با اين مقام از حضرت خواستند كه برايش دعا كنند تا شهادت در راه حق نصيب اش گردد . اين جوان مقام برايش كم است و مى گويد : اى
[١]مثنوى مولوى دفتر ششم ص ٥٩٢ س ٦ چاپ استاد سيد حسن ميرخانى ١٣٣١ ش
[٢]عوا : زوزه سگ .