فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٦١ - تعريف
تصور حقيقى
(- تصوّر تامّ، ص ٦٠) (- حدّ، ص ٢٥٢).
تصوّر مكتسب
تصورى كه از تصورات ديگر بدست آيد. مانند تصور مربع و دايره و مثلث و زمين و ماه و خورشيد و آهن و مس و آب و آتش ... مثلا تصور مربع از بهم پيوستن منتظم تصورات «شكل» و «چهار» و «ضلع» و «مساوى» و «زاويه قائمه» بدست مىآيد.
و بهمينسبب براى تعريف و شناساندن مربع مىگوئيم: «شكل چهار ضلعى محدود به چهار ضلع مساوى و داراى زواياى قائم». (- تصور نظرى، تصور اكتسابى) (-/ تصور بيّن، تصور بديهى، تصور ضرورى، تصور اوّلى).
«و مثال تصور مكتسب شناختن حقيقت فرشته، و مثال تصديق مكتسب دانستن به يقين كه فرشته هست» (اساس، ص ٤).
تصوّر ناقص
تصورى كه تام نباشد يعنى مشتمل بر همه ذاتيات معرّف نباشد (-/ تصور تام) (- تصور تام، ص ٦٠).
تضادّ
(- ص ٦٤ و ٦٥ و ٧٠).
تضايف
(- ص ٦٩).
تضمّن
(- دلالت تضمن، ص ١١١).
تعارض
اختلاف دو حكم يا دو قضيه با هم در صدق و كذب. اختلاف دو استدلال كه هريك به نتيجهاى نقيض نتيجه استدلال ديگر منجر گردد «و باشد كه آن تعارض بحسب دو قوت مختلف بود، مانند عقل و وهم تا [در اصل يا] بحسب عقل مثلا حكم كند به يك طرف و بحسب وهم حكم كند به ديگر طرف ... كه [مثلا] بحسب عقل دانند كه در موضعى تاريك شدن از خطر خالى است و به حسب وهم از آن خايف باشند» (اساس، ٣٣٠).
تعريف
(- معرّف، ص ٢٥١).