فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٤٥ - و هو بإعطاء اليقين أوثق
دوكخ هم علت پيدايش سل در خارج است و هم علّت حكم ما به مسلول بودن. يا وقتى علم حاصل مىكنيم كه حرارت اين ميله آهن بالا رفته است (از راه حسّ يا با وسائل آزمايشگاهى)، يقين مىكنيم كه حجم آن نيز زياد شده است.
در حقيقت حد وسط در هر برهان علّت حصول تصديق به نتيجه است. يعنى تصديق به وجود اكبر در اصغر. و الّا برهان برهان بر اين مطلوب نخواهد بود. حال حدّ وسط كه علّت حصول تصديق است يا علّت وجود اكبر براى اصغر در خارج هم هست يا نيست. اگر باشد، يعنى هم علّت تصديق باشد و هم علّت اتّصاف اصغر به اكبر در خارج، برهان لمّى نام دارد و الّا برهان انّى. چنانكه در وجه تسميه آن گفتهاند: «و انّما عرّف ب «لمّ» و «إنّ» لانّ اللّميّه هى العليّة، و الإنيّة هى الثّبوت. و برهان لمّ يعطى علّة الحكم على الاطلاق.
برهان لمّ افاده علّت حكم بنحو مطلق مىكند. چه علّت تصديق و چه علّت وجود در خارج. و برهان إنّ لا يعطى علّته فى الوجود، و لكن يعطى ثبوته فى العقل.
و چون بههرحال، حدّ وسط هميشه علّت است (خواه علّت تصديق تنها، و خواه هم علّت تصديق و هم علّت در خارج) هميشه مىتوان بر سر حدّ وسط «لأنّه» درآورد.
مثلا در اين استدلال العالم متغيّر- و كلّ متغيّر حادث- فالعالم حادث. وقتى بپرسند «لما ذا يكون العالم حادثا؟» جواب آن است كه «لأنّه متغيّر».
چون در برهان لمّى ذهن از علّت به معلول مىرسد، بيش از برهان إنّ اعتبار دارد.
|
برهاننا باللّمّ و الإنّ قسم |
علم من العلّة بالمعلول لمّ |
|
|
و عكسه إنّ و لمّ أسبق |
و هو بإعطاء اليقين أوثق[٧] |
|