فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٤٨ - مطلب ما، مطلب هل، مطلب لم
به عبارت ديگر تفاوت نوع و حدّ تام در اجمال و تفصيل است.
مرتبه مطلب ماى حقيقيّه پس از هل بسيطه است. يعنى پس از اينكه وجود شيىء محرز شد، نوبت سؤال از حقيقت آن مىشود.
گاهى ماى حقيقيّه را ماى دوم مىنامند در برابر ماى شارحه كه ماى اوّل است، گاهى هم ماى ذاتيّه مىگويند، چون درباره ذات و حقيقت است.
«مطلب ما و آن يا طلب معنى اسم را بود، چنانكه عنقا چيست [عنقا يعنى چه؟ معنى لفظ عنقا چيست] و يا طلب حقيقت و ماهيّت مسمّى را چنانكه حركت چيست» (اساس، ص ٣٥١). «... و ديگر ما و آن از چه چيزى پرسد. و مطلب ما دو گونه است:
يكى آنكه گوئى چه بود معنى لفظ تو. مثلا كسى گويد مثلّث. تو گوئى چه بود معنى مثلث، و چه مىخواهى به مثلّث. و ديگر آن است كه گوئى چه بود مثلث خود به نفس خويش ... و جواب مطلب ما تفسير نام بود [يعنى شرح الاسم] يا حدّ ذات [يعنى حدّ ماهيّت]» (دانشنامه، ص ٥- ١٥٤).
٣- مطلب هل بسيطه- مطلب هل بسيطه پس از ماى شارحه طرح مىشود. و آن سؤال از وجود شىء مىكند. يعنى سؤال از اين مىكند كه آيا موضوع وجود دارد يا نه.
مثلا «هل اللّه موجود؟» و «هل العنقاء موجود؟».
چنانكه ملاحظه مىشود، محمول در جواب هل بسيطه «موجود» است. يعنى مراد از «هل» تعرّف شىء در وجود مطلق يا عدم مطلق است.
«و مطلب هل دو گونه: يكى كه بپرسى كه «فلان چيز هست؟» [كه مطلب هل بسيطه است]» (دانشنامه، ص ١٥٤).
«مطلب هل، و آن يا بسيط بود يا مركّب. و بسيط طلب وجود موضوع را بود. چنانكه « [آيا] فرشته هست؟». و مركب طلب وجود محمول بود موضوع را چنانكه « [آيا] فرشته ناطق است؟». و وجود در اين قسم رابطه باشد، و در قسم اول محمول» (اساس، ص ٣٥١).
٤- مطلب هل مركّبه- سؤال با هل مركّبه درباره وجود مقيّد است. يعنى سؤال از اين مىكند كه آيا موضوع متصف به فلان وصف هست يا نه. مانند اينكه «هل اللّه خالق شرّ؟» و «هل الجسم محدث؟» و «آيا زمين متحرّك است؟» و «آيا فرشته داراى شهوت است؟».
پس در اينجا سؤال از وجود مقيّد مىشود.
معلوم است كه مطلب هل مركّبه، پس از هل بسيطه مىآيد. چه تا وجود داشتن چيزى معلوم نشود، سؤال از مقيّد بودن آن شىء به