حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
از قرآن کریم استفاده میشود که هیچ پیغمبری نیامده مگر آنکه قومی با او
مخالف بودهاند یعنی مگر اینکه او به مخالفت قومی برخاسته . اینطور
نبوده که پیغمبران سخنی را از آسمان و غیر مربوط به نظام زندگی مردم
بگویند ، و یکعده هم فقط برای آنکه با هر حرفی مخالفت میشود و مرض
مخالفت دارند ، با پیغمبران مخالفت میکردهاند . خیر اینطور نیست ( هر
چند ما عموما اینطور مطلب را بیان میکنیم و هر کس که میخواهد بگوید
فلانی بی جهت یعنی بدون علت و موجب - نه بدون حق و عدالت - با من
مخالفت میکند ، میگوید مردم با پیغمبران هم مخالفت میکردهاند ) .
پیغمبران به مخالفت و مبارزه با مردم برمیخاستند . در قرآن کریم علت
مخالفت مردم را و منطقی که بعد به باعث همان علت مخالفت درست
میکردند و اینکه سوق دهندگان مخالفت با پیغمبران و علمداران نهضت علیه
پیغمبران عده خاصی بودند و آنها بودند که منطقی برای مشوش ساختن ذهن
عموم که به آن درد گرفتار نبودند درست میکردند ، همه اینها را ذکر میکند
.
قرآن میگوید درد اصلی مخالفت ، ترف مترفین است و به عبارت دیگر
نظام ظالمانه موجود زندگی است . در سوره سبا آیه ٣٤ میفرماید :
²وما ارسلنا فی قریة من نذیر الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به کافرون .
و در سوره زخرف آیه ٢٣ میفرماید : « و کذلک ما ارسلنا من قبلک فی قریة
من نذیر الا قال مترفوها انا وجدنا آباءنا علی امة و انا علی آثارهم
مقتدون . قال : ا ولو »
> نیست که پروردگار تو به خاطر شرک ، اهل قریه ای را که کار شایسته میکنند هلاک سازد ] .