حماسه حسینی 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤
« بدمی مغصوبا علی حقی » [١] .
١٤ - گفتیم همانطور که قرآن کریم در عین اینکه شعر نیست آهنگ پذیر
است آنهم آهنگهای مختلف ، آنهم هر آهنگی متناسب با آیاتی و متناسب با
معانی آن آیات - آنچنانکه طه حسین در مرآش الاسلام ( آئینه اسلام - ترجمه
مرحوم آیتی ) بیان کرده است - جریان حادثه کربلا نیز شبیه پذیر یعنی
نمایش پذیر است و سوژه فراوان دارد و با اینکه یک حادثه واقعی و طبیعی
است آنچنان صورت گرفته که گوئی خواستهاند با آن یک نمایشنامه تهیه
کنند . اکنون میگوئیم این پرسوژه بودن و شبیه پذیر بودن معلول یک چیز
دیگر است و آن اینست که گوئی در حادثه کربلا بنا بوده است که اسلام در
همه ابعادش و همه جنبههایش تجلی کند و به عبارت دیگر عملا و واقعا - نه
ظاهرا و برای تماشای دیگران تجسم داده شود و به مرحله عمل درآید .
مسأله تجسم دادن فکر گاهی صرفا نقش است و شکل است و صورت است و
نمایش است ، یعنی بی روح است و به بازی گرفتن خیال است ، مثل آنچه
آقای راشد نقل میکرد که در یکی از موزههای خارجی مجسمه زنی فوق العاده
زیبا را بر روی تختی دیده
[١] [ و همینطور که به زحمت برمی خاست و دوباره به صورت به زمین میخورد ، سنان نیزهای به گرده حضرت زد ، و سپس نیزه را بیرون کشید و در استخوانهای سینه حضرت فرو برد . و همین سنان تیری پرتاب کرد که در گلوی حضرت نشست . حضرت بر زمین نشست و تیر را بیرون کشید ، سپس دو دست مبارک به زیر خون گرفت تا از خونش پرشد ، و با دودست خون آلود خود سر و صورت خویش رنگین ساخت و در همین حال میگفت : اینگونه خدا را دیدار میکنم که به خونم آغشته باشم و حقم به تاراج رفته است ] .