معارف دينى - علی نوری، علیرضا؛ ابراهیم زاده، عبد الله - الصفحة ٢٢
خرامان راه مىرود و انسان مىتواند خود را از او پنهان سازد و سپس جهت يافتن او به دنبال آن راه بيفتد تا او را پيدا كند.
خداى تورات، خدايى است كه با يعقوب، تا طلوع صبح، كشتى مىگيرد. و چون بر او پيروز نمىگردد، ناچار ران او را لمس مىكند. در اين هنگام، كف ران او فشرده مىشود.
سپس اصرار مىورزد كه او را رها نمايد، او مىگويد: تا بركت ندهى، ترا رها نخواهم كرد. تا اينكه او را بركت مىدهد و مىگويد: خدا را روبرو ديدم و جانم رستگار شد. «١» پدران روحانى كليسا نيز خدا را در قالب انسان ريخته و او را براى نجات بندگان گنهكار خود به روى زمين مىآورند. سپس خداى مجسم، رقص كنان بالاى دار قرار مىگيرد و جان از بدن او بيرون مىرود، بدن او زير خاك دفن مىشود. بار ديگر زنده مىگردد و به به سوى خدا پرواز مىكند.
فلاماريون، در كتاب «خدا درطبيعت» مىگويد:
كليسا به اين شكل، خدا را معرفى نمود كه چشم راستش تا چشم چپش شش هزار فرسخ فاصله دارد. «٢» چنين اوهام و پندارهاى بى اساس، اثر نامطلوبى بر روى افرادى كه تحصيلات عالى و كلاسيك دارند مىگذارند، زيرا پس از آنكه صاحب تحقيق در رشتهاى از علوم مىشدند، احساس مىكردند كه آنچه درباره خدا به آنها گفته شده است، با مقياسهاى علمى سازگار نيست و در مقابل براى شناسايى معارف الهى و عقايد صحيح خداپرستان، جز همان دستگاههاى روحانى مسيحى و كتب تحريف شده آنها وسيله ديگرى نبوده، بناچار تصور مىكردند كه موضوع خدا و مذهب، افسانهاى بيش نيست. ليكن اگر خدا را آنچنان كه هست، توصيف و معرفى كنيم، كسى منكر خدا نخواهد شد.
٢- سلب آزادى انسان به نام دين انسان، آزاد به دنيا آمده است و مىخواهد آزاد زندگى كند. انسان مىخواهد آزادى عقيده و انديشه، آزادى فردى و اجتماعى، آزادى سياسى و اقتصادى و ... داشته باشد.