كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٩
صنعتى شدن ضرورتاً يك جامعه را بىدين نمىكند و به طرف فساد و ابتذال نمىكشاند. اين محصولى است كه ما در بخشى از فرهنگ غرب مىبينيم و در بعضى كشورهاى جهان سوم نيز مشاهده مىكنيم.» «١» ٤. توسعه داراى ابعاد گوناگونى است، كه مىتوان آنها را در چهار بعد و دسته كلى تقسيمبندى كرد: توسعه اقتصادى، توسعه سياسى، توسعه اجتماعى و توسعه فرهنگى.» ٥. توسعه بر دستهاى از عوامل بنيادى و مبانى راهبردى استوار است كه برخلاف الگوهاى توسعه- كه گفتيم در جوامع و كشورها، متغيّر و متفاوت است- ثابت و مشتركاند و براى رسيدن به توسعه همهجانبه و پايدار، وجود آنها در جامعه ضرورى است. مهمترين آنها عبارت است از: ساختار قوى نظام سياسى- اجتماعى؛ شكوفايى علوم و فنون، توانايى فكرى جامعه و سازماندهى نخبگان؛ آرامش و امنيت فردى و اجتماعى؛ قانونگرايى عدالتمحور؛ نظام آموزشى پويا؛ فرهنگ كار و توليد؛ قدرت بر برنامهريزى دقيق. «٣» اينك كه مفهوم توسعه را دانستيم، ببينيم اسلام درباره توسعه چه ديدگاهى دارد.
اسلام؛ دين توسعه و پيشرفت پيش از شناسايى و ارائه نشانههاى توسعه و توسعهپرورى در آيين اسلام، لازم است درباره خود واژه توسعه و واژههاى مشابه و يا هم خانواده آن در متون و منابع دينى اسلامى جستوجوى هر چند كوتاهى صورت گيرد تا آشكار گردد كه آيا در اين آيين مترقّى آسمانى، خود واژه توسعه و يا معادلهاى معنايى آن به كار رفته است يا نه.
در قرآن كريم واژه توسعه به صراحت نيامده است؛ ولى واژه «عمران» كه به معناى آبادانى، پيشرفت و رفاه زندگى است، آمده است:
هُوَ انْشَاكُمْ مِنَ الْارْضِ وَا سْتَعْمَرَكُمْ فيها. (هود: ٦١)
او (خداوند) شما را از زمين ايجاد كرد و به آبادانى آن مأمور نمود.