كلام جديد

كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٨

اين فرايند، با استفاده بهينه از منابع مختلف، بستر مناسبى براى رشد توليدات ملى (اعم از توليد ثروت و غير آن)، هماهنگ با تأمين خواسته‌هاى اصيل انسان فراهم مى‌آيد و در نتيجه، افراد جامعه، در اين فرايند، مسير تكاملى شايسته خود را مى‌پيمايند. «١» نكاتى درباره مفهوم توسعه‌ از تعاريف توسعه اين نكات به دست مى‌آيد:
١. در تعريف توسعه اتفاق‌نظر وجود ندارد. تعريف هر صاحب‌نظرى از توسعه به جهان‌بينى، نوع نگاه او به مسائل سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى و به ويژه هدف يا اهدافى كه در فرآيند توسعه مد نظر دارد، برمى‌گردد.
٢. بر اين اساس، معمولًا صاحب‌نظران مسائل اقتصادى و توسعه‌يافتگى در غرب، توسعه را با شاخصِ محورى «توسعه اقتصادى و رفاه زندگى مادى» تعريف مى‌كنند و اگر از مؤلفه‌هاى فرهنگى و اخلاقى در تعريف آن سخن مى‌گويند، مراد، آن مقدار از مؤلّفه‌هاى فرهنگى و اخلاقى است كه در خدمت اقتصاد، رفاه زندگى و سود مادى، باشد؛ «٢» زيرا توسعه مدرنِ دنياى غرب بر بينش اومانيسم و سكولاريسم استوار است و لذا از ارزش‌هاى دينى- اخلاقى اصيل فاصله گرفته است.
توسعه در نگاه شرقى و اسلامى با اصالت‌محورى بعد فرهنگى و به ويژه فرهنگ دينى و توحيدى در نگاه اسلامى، تعريف مى‌شود. از اين رو، هدف‌محورى توسعه، توسعه در بعد اقتصادى و رفاه مادى، نيست؛ بلكه توسعه اقتصادى و فقرزدايى، يكى از اهداف توسعه است و هدف اساسى و محورى، توسعه همه‌جانبه مادى و معنوى در زندگى انسان براى ايجاد تحول روحى، رشد و كمال معنوى او و رسيدن به قرب الهى است.
٣. به همين دليل، تحليل‌گران مسائل اقتصادى و توسعه‌يافتگى بر اين باورند كه «توسعه يافتگى به معناى تمدن‌سازى، ضرورتاً يك جامعه را به سوى سكولاريسم نمى‌برد،