كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٢٦
سقوط انسانى و انحطاط روحى و روانى شهروندان سكولاريست غربى را بايد در همين تفكر مادى «سود محورى» حاكم بر آن جوامع دانست.
در اين فصل رابطه دين و اخلاق و مقدار تأثير گذارى و تأثير پذيرى احتمالى اين دو از يكديگر، تبيين مىشود.
مفهوم دين «١» و اخلاق گرچه انديشمندان مسلمان و غير مسلمان تعاريف فراوانى براى دين ارائه كردند «٢»، ولى به نظر مىرسد تعريف جامع دين «٣» اين باشد كه گفته شود: دين، عبارت است از مجموعه معارف نظرى و عقيدتى، احكام و قوانين عملى و دستورات اخلاقى، در ابعاد گوناگون فردى و اجتماعى، سازگار با عقل و فطرت انسانى، فرستاده شده از سوى خداوند يكتا توسط پيامبران براى هدايت همه جانبه مادى و معنوى بشر، كه در صورت اجراى كامل آن، سعادت و رستگارى دنيوى و اخروى انسان را به همراه دارد. «٤» اما واژه اخلاق، جمع «خُلق» و به معناى خوى است. غزالى «خُلق» را چنين تعريف مىكند:
هَيْئَةٌ فِى النَّفْسِ راسِخَةٌ، عَنْها تَصْدُرُ الأَفْعالُ بِسُهُولَةٍ وَ يُسْرٍ مِنْ غَيْرِ حاجَةٍ إِلى فِكرٍ وَ رَوّيةٍ. «٥» خلق، حالتى است در روح و روان انسان، كه سبب مىشود فعل متناسب با آن حالت به آسانى از او سر بزند.
به عنوان نمونه، «عاطفه» و نرم دلى و يا «خشونت» و سخت دلى، دو حالتى است در انسانها، و هر يك مستلزم فعل ويژه خود است. گروه عاطفى ناخود آگاه از خود، ايثار و از خودگذشتگى