كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٩
اينك بايد ديد رابطه كلام جديد و قديم چگونه توجيه و تفسيرپذير است و آيا بايد به كلى آن را ناديده گرفت و بر همان نام و عنوان عام «علم كلام» بسنده كرد و يا كلام جديد را با نام خود و مستقل از كلام قديم مورد توّجه قرار داد براى دستيابى پاسخ اين پرسش، تبيين رابطه كلام جديد و كلام قديم ضرورى است.
رابطه كلام جديد و كلام قديم تبيين رابطه كلام جديد و قديم، نيازمند اين است كه تفاوتهاى پديد آمده در علم كلام از رهگذر تجدّد و نوآورىها در آن، شناسايى شود. توضيح آنكه گرچه نوآورى و دگرگونى پديد آمده در غايت و موضوع علم كلام- يعنى اصول عقايد دينى- ناچيز است و به همين دليل، ماهيت علم كلام ثابت است، ولى تحول و نوآورىهاى پديد آمده در ديگر ساحتهاى آن، به ويژه در مسائل، روش و مبانى استدلال، زياد و شگرف است و از ميان اين سه نيز نوآورىها در حوزه مسائل بسيار گسترده است، به طورى كه برخى از متفكران اسلامى معاصر، كلام جديد را زاييده مسائل جديد كلامى مىدانند. «١» روشن است كه اين تحوّلات و نو آورىهاى فراوان پديد آمده در علم كلام را نمىتوان ناديده گرفت، چون مايه تفاوتهاى غير قابل انكار در برخى جهات و ساحتهاى علم كلام گرديد؛ و همين تفاوتهاست كه عنوان «كلام جديد» را موجه مىسازد و به آن هويت مستقل از كلام رايج پيشينى مىدهد.
برخى از تفاوتهاى پديد آمده در ساحتهاى علم كلام در پرتو نوآورىها، عبارتند از:
الف. تفاوت در رويكردها:
رويكرد متكلمان قديم به مسائل كلامى صرفاً نظرى بود و آنان به پيامدهاى عملى گزارههاى دينى چندان توجهى نداشتند. اما امروزه بسيارى از شبهات و