كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٦
بر عقل و فطرت سالم انسانى است و گزارهها و آموزههاى اصلى و بنيادى آن قابل اثبات با دلايل عقلى و فلسفى و نيز سازگار با علوم روز مىباشد.
جفايى بدتر ا كلام جديد ٢٠ الف. تفاوت در رويكردها:
ص : ١٩ ز اين نيست كه كسانى بخواهند آيين جاويد و جهانى اسلام را با جامعيت و كمال مطلقش با اديان تحريف شدهاى چون مسيحيت، يهوديت و غير آنها مقايسه كنند و اسلام را نيز همطراز و همسان اين گونه اديان جلوه دهند، كه متون دينى شان دست نوشتههايى آميخته با انواع خرافات و تحريفات و ناسازگار با عقل و علم است و در نتيجه آن تحولات و تغييرات بنيادى كه در اين دسته اديان تحريف شده به انگيزه بازسازى، اصلاح و ترميم كاستيها صورت مىگيرد تا با عقل و علم سازگار شوند، را در آموزهها و گزارههاى قطعى و سازگار با عقل و علم اسلام جارى دانست و آنها را نيز سزاوار تحول اساسى و تغييرات ماهوى پنداشت. به همين دليل، تجديد پذيرى كلام و عقايد اسلامى و پيدايش «كلام جديد» در حوزه تفكر اسلامى به معناى پيدايش كلام جديد با ماهيت و محتواى كاملًا جديد نيست.
اينك با اين توضيحات، به شناسايى دقيقتر مفهوم كلام جديد و قلمرو تجديد پذيرى علم كلام اسلامى مىپردازيم.
قلمرو تجديدپذيرى علم كلام اسلامى شناسايى قلمرو و محدوده تجديد پذيرى علم كلام اسلامى و مراد از كلام جديد، در آن، مبتنى بر اين است كه ما محورها و مدارهاى ثبات و تغيير در علوم و از جمله علم كلام را بررسى كنيم.
عمده محورها و مدارهاى ثبات و تغيير در علوم و علم كلام، عبارت است از:
١. موضوع:
شكى نيست كه ثبات يا تغيير ماهيت و حقيقت يك علم، داير مدار ثبات و يا تغيير موضوع آن است؛ به اين معنا كه تحول و تغيير ماهوى و بنيادى موضوع يك علم و تبديل آن به موضوع ديگرى غير از موضوع پيشين، به طور مسلم موجب تحول و تغيير ماهوى خود آن شده و علم نوينى را پديد مىآورد. بنابراين، موضوع جديد برابر است با علم جديد.
اما آيا تحول و تجدد در علم كلام از اين قسم است؟ به طور قطع چنين نيست؛ زيرا موضوع علم كلام، چنان كه گذشت، همان معتقدات اصولى اسلام است كه زيربنايىترين آنها اعتقاد