كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٢
براى «امّت» ها (جامعهها) سرنوشت مشترك، نامه عمل مشترك، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصيان قائل است. بديهى است كه «امّت» اگر وجود عينى نداشته باشد، سرنوشت و فهم و شعور و طاعت و عصيان معنى ندارد. اينها دليل است كه قرآن به نوعى حيات قائل است كه حيات جمعى و اجتماعى است. حيات جمعى صرفاً يك تشبيه و تمثيل نيست يك حقيقت است، همچنانكه مرگ جمعى يك واقعيت است. «١» علامه طباطبائى نيز درباره بُعد اجتماعى اسلام ذيل آيه ٢٠٠ از سوره آل عمران، مباحث جالبى را بيان مىكند. «٢» بخشى از آن چنين است:
انسان در ميان تمامى جانداران موجودى است كه بايد اجتماعى زندگى كند و اين مطلب احتياج به بحث ندارد ... دعوت به اجتماع، دعوتى مستقل و صريح بوده كه تنها از ناحيه مقام نبوّت شروع شده و آغازگر آن انبيا (ع) بودهاند و آن را در قالب دين به بشر پيشنهاد كردهاند، به شهادت اين كه هم قرآن بدان تصريح نموده و هم تاريخ آن را گواهى مىكنند ... اما (با اين حال) رابطهاى كه اسلام ميان فرد و اجتماع قائل است در هيچ دينى و ملّتى سابقه ندارد ... اسلام، هم افراد نوع بشر را در تربيت و هدايتشان به سوى سعادت به معناى حقيقىاش، مورد توجه قرار داده و هم اجتماع را ... به همين جهت قرآن كريم غير از آنچه كه براى افراد هست، وجودى و عمرى و كتابى و حتى شعورى و فهمى و عملى و طاعتى و معصيتى براى اجتماع قائل است.» يكى ديگر از فرهيختگان معاصر در اين زمينه مىنويسد:
هدايت اسلامى، شامل «تربيت» است و سياست. تربيت (انسانپردازى)، از ساختن و به ثمر رساندنِ فرد آغاز مىشود. به منظور ساختن و به ثمر رساندنِ جامعه؛ و سياست (جامعهسازى)، از ساختن و به ثمر رساندنِ جامعه آغاز مىشود به منظور ساختن و به ثمر رساندنِ فرد. بنابراين، دو امر ياد شده (تربيت و سياست)، دو واقعيت توأمانند و دو روى يك سكّه ... تربيت صحيح فردى بدون سياست اجتماعى تحققپذير نيست، چنانكه سياست صحيح اجتماعى بدون تربيت صحيح فردى تحققپذير نمىباشد. «٤»