روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٢٠ - روزشمار جنگ جمعه ١٣ آبان ١٣٦٢ ٢٨ محرم ١٤٠٤ ٤ نوامبر ١٩٨٣
پیشنهاد سرهنگ صیاد شیرازی برای ترکیب و سازمان نیروها در مرحله بعدی عملیات، ادغام گردان به گردان نیروهای سپاه و ارتش (یک گردان از سپاه یک گردان از ارتش) بود، ولی به علت آنکه نیروهای سپاه (لشکر٥ نصر، تیپ٣٣ المهدی(عج) و ٢ گردان از لشکر٢٧ حضرت رسول(ص)) هنوز به منطقه نرسیده بودند و به کارگیری آنان مستلزم صرف زمان بود، غلامعلی رشید پیشنهاد کرد: «حالا که نیروهای ارتش در منطقه حضور دارند و برای عملیات آمادگی دارند و یگان های سپاه هم طی روزهای آینده به منطقه خواهند رسید، لذا برای حفظ دور تک، یگان های ارتش مستقلاً وارد عمل شده و در محور کانی مانگا و جاده غربی این ارتفاع به سمت نالپاریز پیشروی کنند.» فرماندهان ارتش به خصوص سرهنگ صیاد شیرازی به شدت با این پیشنهاد مخالفت کردند. سرهنگ صیاد شیرازی با بیان اینکه اگر نیروهای ارتش در کنار نیروهای سپاه باشند خوب می جنگند، اضافه کرد. این نیروها به تنهایی فاقد کیفیت لازم هستند ما قبلا ًهم این کار را آزمایش کرده ایم، جواب نمی دهد و درصورتی عمل می کنیم که گردان ها ادغام شوند. در این وضعیت باوجود اصرار غلامعلی رشید بر جلوگیری از ایجاد وقفه در ادامه عملیات، فرماندهان ارتش تأکید داشتند که زمان مهم نیست بلکه با ادغام گردان های ارتش و سپاه باید با قوت به دشمن حمله کرد. این درحالی بود که پیش از این مسئولان ارتش معتقد بودند که باید دور تک حفظ شود و نباید زمان را از دست بدهیم.
در ادامه این مباحث غلامعلی رشید پیشنهاد داد: نیروهای ارتش در غرب کانی مانگا اگر نمی توانند تا نالپاریز بروند، حداقل تا دره میانه (٧ کیلومتری شمال نالپاریز) پیشروی کنند و خط تشکیل بدهند. بااینکه با این کار علاوه بر جلوگیری از ایجاد وقفه در تداوم عملیات بخشی از غرب جاده به تصرف درمی آمد و نیروهای عراقی هم درگیر نگاه داشته می شدند و به نوعی از هجوم آنها به مواضع خودی ممانعت می شد، ولی ادامه این مباحث به نتیجه ای نرسید.
در ادامه جلسه و در بررسی چگونگی تأمین شهر نالپاریز، سیدرحیم صفوی مسئله ای را طرح کرد که برخلاف جریان گفت وگو های صورت گرفته بود. وی گفت: «اگر حتی به نالپاریز هم برسیم نمی توانیم آنجا را حفظ کنیم و نمی توانیم جلو برویم و خط کانی مانگا به سورن را حفظ بکنیم، زیرا این کار به ٣ لشکر تازه نفس نیاز دارد.»
وی سپس پیشنهاد کرد: «ما خط ارتفاع ١٩٠٠ را تثبیت کنیم و از یال شرقی آن به سمت تنگه روکان سرازیر شویم. در آن صورت توانسته ایم به نحوی نیروهای عراقی مستقر در پنجوین را دور بزنیم و دشمن مجبور خواهد شد برای آنکه آن نیروها در محاصره بیفتد به آنها دستور عقب نشینی بدهد.»
این جلسه به رغم طرح ایده های تازه برای ادامه عملیات یا تغییر جهت سمت پیشروی ها، بدون دستیابی به نتایج قطعی پایان یافت.[١]
[١] سند شماره ٢٨٨/د مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص ٩١ - ٦٦؛ و- سند شماره ٢٩٦/د مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: دفترچه ثبت جنگ راوی قرارگاه مقدم حمزه سیدالشهدا(ع) در عملیات والفجر٤، محمدرضا دیانی، ٢٩/٧/١٣٦٢ تا ١٩/٨/١٣٦٢، صص ١٠٨ - ١٠٥؛ و- سند شماره ٦٤٣٥/پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص ١٧ - ٩؛ و- سند شماره ٢١٧٢/پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: عملیات والفجر٤ آخرین وضعیت روی کانی مانگا، (قرارگاه خاتم الانبیا(ص)، ١٣/٨/١٣٦٢، نوار شماره ١٢٩٨٣)، داود رنجبر، صص ١٨ - ٤.