روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٩٤ - روزشمار جنگ جمعه ٦ آبان ١٣٦٢ ٢١ محرم ١٤٠٤ ٢٨ اکتبر ١٩٨٣
ضمیمه اول گزارش٢٤٣: بخشی از سوابق مبارزاتی و خصائص اخلاقی شهید علی رضائیان از زبان محسن رضایی فرمانده کل سپاه
محسن رضایی در ترسیم شخصیت شهید علی رضائیان فرمانده سابق قرارگاه مقدم حمزه گفت:
در بین مؤمنینی که به خداوند اعتقاد دارند، عده ای از آنها هستند که با خدای خود صادقانه عمل می کنند و این صادقانه عمل کردن هم، در عمل مشخص است. لذا یک عده شهید شدند و به رحمت ایزدی پیوستند و عده دیگری که صادقانه دارند عمل می کنند منتظرند. یعنی آدم در قیافه هایشان هم نگاه می کند، می بیند که انتظار شهادت و رفتن به سوی خدا از قیافه هایشان کاملاً پیداست، این دو سه روزی که این برادرمان علی رضائیان شهید شده است، ما دنبال جمله ای می گشتیم که با ایشان تناسب داشته باشد. بعد به جمله امام عزیزمان برخورد کردم که ایشان در یکی از سخنانشان فرموده بودند که "رزمندگان ما امروزه به مرگ لبخند می زنند" این جمله متناسب ترین جمله برای برادر شهیدمان (علی رضائیان) است که ایشان علی رغم آن سابقه و سن و خانواده ای که عیالوار بودند، آن چنان با شجاعت در خط اول و در بین بچه های سرباز و بسیجی و بچه های خط اول حضور پیدا می کرد و راه می رفت و زندگی می کرد که این جمله برازنده ایشان بود. ایشان کسی بود که به مرگ لبخند می زد و در قیافه ایشان شهادت کاملاً ملموس بود.
ایشان قبل از انقلاب دو سه بار به زندان افتاد. در زندان هم سلولی آیت الله طالقانی بود و شکنجه های عجیبی ازطرف ساواک را متحمل شد. ابتدای انقلاب در کمیته ای که در اصفهان تشکیل شده بود، پادگان ها را حفظ کرده بودند و اسلحه و مهماتی که هر آن احتمال داشت به دست ضدانقلاب بیفتد، با چه خون دلی و با چه تلاشی با کمک مردم حفظ کردند. در کردستان، در جنگ ها و در عملیات ها بااینکه در همان وهله اول مستقیماً مسئولیتی نداشت و در منطقه ٢ مسئول بود، ولی همیشه یک انسان خاکی بود، با دلسوزی در اتاق می آمد تا من و برادرمان شیرازی را پیدا می کرد و می گفت که من از خط گزارش آورده ام. خودش رفته بود سرکشی کرده بود و این اطلاعات را ارائه می داد و می گفت. ما اینجا می نشستیم و گزارشات فرماندهان را که پشت بی سیم به ما می رسید مطالعه می کردیم، اما او از خط اول تازه ترین اطلاعات را می آورد و کلی به ما کمک می کرد که تصمیم منطبق بر واقعیت بگیریم. این برادر قطعاً رحمت خداوند متعال شامل حالشان شده و من لیاقت ندارم که از خداوند درخواست بکنم که به این رحمت بیفزاید، ولیکن ان شاءالله که این سرداران عزیزی را که ما تقدیم خدا می کنیم، الگوها و درس های خوبی برای ما باشند، که آن قیافه منتظرانه شهادت را در ما ببینند. ما که فرماندهان بسیجی و فرماندهان سربازها هستیم، فرماندهانی هستیم که امروز، هم مردم ایران و هم دنیا به ما نگاه می کند و ان شاءالله بتوانیم واقعاً تجلی گاه روح بزرگ این شهدا باشیم و این جنگ را به خوبی پیش ببریم.[١]
ضمیمه دوم گزارش٢٤٣: گزارش احمد کاظمی از اوضاع عمومی لشکر٨ نجف و آسیب های واردشده به این یگان
فرمانده لشکر٨ نجف در توضیح وضعیت این لشکر گفت: «درحال حاضر، یک گردان منها داریم یک یال (لری) داریم و ارتفاعات شاخ نالشکینه هم هست و بقیه نیروها هم که الآن در حدود چهار، پنج ماه است که به منطقه آمده اند. در عملیات والفجر٢ هم بوده اند و الآن می خواهند مرخصی بروند. نیرو درحال حاضر بجز یک گردان منها که این هم مجموعاً ١١٠، ١٢٠ نفر می شوند، نداریم. کادر ما هم یک سری تلفات دادند که ان شاءالله بازسازی می شود و برای عملیات آماده می شویم. ولی درحال حاضر کسی را نداریم. قرارگاه حمزه٣ را تشکیل دادند. ما را هم جزء یگان های آن قرار دادند، درحال حاضر ما توان نداریم. من اصلاً نظرم این بود که این خط فعلی را هم از ما تحویل بگیرند که بتوانیم بازسازی کنیم. این عملیات خواست خدا بود، ولی ما ازنظر کادر خیلی آسیب دیدیم. دو نفر از فرماندهان تیپ را از دست دادیم، معاون لشکر شهید شد، فرمانده گردان و گروهان شهید شدند. الآن در لشکر واقعاً کسی نیست، در این عملیات نیرو از دست ندادیم، فقط کادر از دست دادیم. بیش از ٢٠٠ نفر شهید دادیم که اغلب آنها کادر بودند. از شهر نجف آبادی که ٤٥٠٠ تا ٥٠٠٠ جمعیت دارد، در این عملیات ٩٥ نفر شهید شده اند. ما واقعاً بی سابقه تلفات دادیم. این
[١] سند شماره ٤٢٠٣/پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص ٢ و ٣.