روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٥٤ - روزشمار جنگ دوشنبه ٩ آبان ١٣٦٢ ٢٤ محرم ١٤٠٤ ٣١ اکتبر ١٩٨٣
حدود ساعت ١٨:٤٥، به قرارگاه لشکر٢٧ حضرت رسول(ص) رسیدیم همه برادرها در تلاش بودند، طاق نصرتی در جلوی قرارگاه روی جاده آسفالت زده بودند که کامیون های حامل نفرات برای رفتن به خط مقدم از زیر این طاق نصرت رد می شدند. اسفند دود کرده بودند، خیلی شلوغ شده بود. در بین راه کمپرسی های حامل نیرو که روی جاده توقف کرده بودند مشاهده می شد. تعدادی نیز برمی گشتند. در جایی نیروها از کمپرسی ها پیاده شده بودند و در کنار جاده نماز می خواندند، بسیجی ها با روحیه بالا و شعارهای همیشگی، پیشانی بندها را بسته و مهیای عملیات بودند، ولی علت توقف را نمی دانستند، بوی عطر فضا را پر کرده بود، گوسفندان زیادی قربانی شده بودند. یک پیرمرد کفن پوش گوسفندی را قربانی می کند. یک پیرمرد دیگر هم بچه ها را از زیر قرآن رد می کند. نیروها یک دروازه قرآن درست کرده اند و از زیر آن رد می شوند.
احمد کاظمی فرمانده لشکر٨ نجف هم می گوید؛ صدای رادیوها بلند است، سینه می زنند، اسفند آتش می زنند، لودرها و بولدوزرها داشتند می رفتند، اصلاً یک اوضاعی است.
در ساعت ١٩، با شرکت فرماندهان[١] حاضر در قرارگاه فرماندهی لشکر حضرت رسول(ص)، جلسه ای تشکیل شد. در ابتدای این جلسه گفت وگویی به شرح زیر بین جمع محدود، غلامعلی رشید، مهدی باکری و احمد کاظمی صورت گرفت که موضوع آن مشکلات ناشی از تصمیم دیرهنگام برای تعویق عملیات بود.
غلامعلی رشید: مشکل چیه؟! خب شما به نیروهایتان بگویید برگردند.
مهدی باکری: باید نیروهایمان را به اشترآباد^[٢] برگردانیم. ما از صبح داریم نیروکشی می کنیم آن وقت برگردانیم!؟
احمد کاظمی: بالا غیرتاً! ماشین ها را به اشترآباد نفرست، شب است راه ناهموار است، اگر بفرستی حداقل ١٠ خودرو چپ می شود. اگر تصادف شود ماشین ها به ته دره می روند.
مهدی باکری [با اعتراض]: در این سرما کجا بروند؟! همه از سرما بمیرند؟
احمد کاظمی: به هر نفر یک پتو بدهید.
مهدی باکری: یک پتو؟! شما می توانید اینجا با یک پتو بخوابی؟! که من هم به بسیجی یک پتو بدهم که بخوابد؟!
در اینجا غلامعلی رشید برای تلطیف جو خطاب به مهدی باکری گفت: یک سلامی به نبی اکرم بده یک علیک بستان و در ادامه به شوخی گفت: خدا ما را آفریده تا شما را عذاب بدهیم.
پس از این گفت وگوها غلامعلی رشید علت تعویق عملیات را برای حاضران توضیح داد. وی گفت: مبنای تعویق عملیات، شناسایی هایی بود که برادر ابوشهاب و تعدادی از نیروهای شناسایی لشکر١٤ امام حسین(ع) که با راهنمایی عناصر محلی بارزانی به غرب کانی مانگا رفته بودند، انجام دادند. آنها اطلاعاتی را ارائه دادند که موجب توقف عملیات امشب شد تا ان شاءالله فرداشب یا پس فردا با بهره مندی از این اطلاعات عملیاتی انجام بدهیم که هم میزان تلفاتمان کم باشد و هم تلفات زیادی از دشمن بگیریم.
سرهنگ قویدل نیز دراین باره به نقش نالپاریز در لغو عملیات اشاره کرد و گفت: دلیل اینکه عملیات امشب لغو شد اهمیت نالپاریز بود، تصمیم بر آن شده است که علاوه بر حرکت یگان های ٣١ عاشورا و ٢٧ حضرت رسول(ص) یک جاده از لری به چمک و از آنجا به شیخ المارین احداث شود و این جاده به جاده آسفالته منتهی به نالپاریز وصل می شود تا نیروهای لشکر١٤ امام حسین و ١٧ علی بن ابی طالب(ع) از این محور برای تصرف نالپاریز وارد عمل شوند.[٣]
[١] در این جلسه رحیم صفوی، غلامعلی رشید، سرهنگ موسوی قویدل، سرهنگ امیربیگی، مهدی باکری، محمدابراهیم همت، احمد کاظمی و اکبر زجاجی حضور داشتند.
[٢] ^ اشترآباد در جنوب بانه قرار دارد و محل تجمع نیروهای لشکر عاشورا و یکی از عقبه های این لشکر محسوب می شد.
[٣] سند شماره ١٣١/گ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، ص٩؛ و- سند شماره ٢٢٢٢/پ ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: عملیات والفجر٤، (قرارگاه خاتم الانبیا(ص)، ٩/٨/١٣٦٢، نوار شماره ١٢٩٧٣)، داود رنجبر، صص ٨ -