روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٥٩ - روزشمار جنگ یکشنبه ١ آبان ١٣٦٢ ١٦ محرم ١٤٠٤ ٢٣ اکتبر ١٩٨٣
برای احداث ساختمان ها نیز از زندانیان به عنوان کارگر برای تهیه چوب و سنگ استفاده می کردند.
محسن شه پری از رزمندگان بسیجی که پانزده ماه در زندان بوده است نیز درمورد نحوه برخورد عوامل ضدانقلاب با زندانیان گفت: هنگام اسارت یک پای من زخمی بود مزدوران بدون بیهوشی مرا تحت عمل جراحی قرار دادند و دو گلوله را از پای چپم بیرون آورده و بلافاصله چشم هایم را بسته و سوار بر اسب پس از طی مسیری در مدت پنج تا شش ساعت، به زندان دیگری انتقال دادند. وی افزود: یک بار در اوایل دستگیری مرا به دلیل داشتن ریش محکوم به اعدام کردند و چشم های مرا بسته و در مقابل دیوار قرار دادند و از من خواستند که وصیت کنم و وصیت من این بود که جنازه ام را به دولت تحویل دهند. سپس بالای سرم را به رگبار بستند و چون مطمئن شدند که من پاسدار نیستم، مرا به زندان منتقل کردند. شه پری گفت: در مدت ١٥ ماه اسارت، خانواده ام از سرنوشت من اطلاعی نداشتند، وی اضافه کرد: در هر درگیری و عملیات رزمندگان اسلام، هرگاه یک یا چند تن از آنان به هلاکت می رسیدند این جنایتکاران در مقابل، دو نفر از زندانیان را به شهادت می رساندند. وی ضمن تشکر از استقبال گرم مردم ارومیه بار دیگر تأکید کرد که پس از دیدار با خانواده و پدر و مادر خود به جبهه خواهد رفت.
کرم اویسی از پیشمرگان مسلمان کرد با بیان اینکه ٢٢ ماه در زندان گروهک ها بوده است، اظهار کرد مدت ها با برگ سیب زمینی تغذیه کرده و شهادت ١٨ تن از برادران پاسدار و بسیجی را در منطقه گورشه سردشت به چشم خود دیده است. وی خاطرنشان کرد: مرا به دلیل اینکه یک پا نداشتم، اعدام نکردند.
باقر روح الهی پیشمرگ مسلمان کرد دیگر که یک پای مصنوعی دارد به مدت ٢٣ ماه در زندان های الواتان، گورشه، اشکان و گناوه عراق به جرم داشتن کارت پیشمرگان مسلمان کرد به سر می برده است.
علی عباسی ٥٢ ساله که ظاهرش مردی ٨٠ ساله را نشان می دهد، گفت: مزدوران مرا درحالی که یک رادیو ضبط و دو عدد نوار را می فروختم و در همان حال عکس امام امت را به سینه داشتم دستگیر کردند و به جرم داشتن عکس امام خمینی ١٧ ماه در زندان بودم. وی گفت گروهک ها در زندان های الواتان و دولتو ضمن شکنجه، ٣٣ تن از رزمندگان اسلام را به شهادت رساندند. عباسی تأکید کرد که من آماده اعدام بوده و هستم و عکس امام را از خودم دور نخواهم کرد.
یک درجه دار ارتش که در جاده سقز - بوکان به اسارت ضدانقلابیون درآمده و سه سال در زندان گروهک ها بوده، گفت مدت اسارت ما حدود هشت ماه بود که در داخل خاک عراق قرار داشت و مزدوران سلاح های جدیدی را از رژیم بعثی صهیونیستی عراق دریافت می کردند. مثلاً کلاشینکف های جدید را از میان بسته کاغذ و نایلون بیرون می کشیدند، ولی با وقاحت می گفتند که اینها را از نیروهای ایرانی به غنیمت گرفته ایم.[١]
[١] روزنامه جمهوری اسلامی، ٤/٨/١٣٦٢، ص١٠.