روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٥٥ - روزشمار جنگ پنجشنبه ١٧ آذر ١٣٦٢ ٣ ربیع الاول ١٤٠٤ ٨ دسامبر ١٩٨٣
· دفاعیات بیژن کبیری
من به هیچ وجه نمی خواهم از گذشته خویش دفاع نمایم. من اصلاً از تشکیلات مخفی و نظامی حزب اطلاعی نداشتم و خودم را عضوی از حزب توده می دانستم و فکر می کردم تنها عضو نظامی این حزب هستم. من باتوجه به سابقه ذهنی سال های ٣١ و ٣٢ و اینکه می دیدیم که حزب علنی فعالیت می نماید و روزنامه و نشریاتش را علنی به فروش می رساند و از انقلاب حمایت می نماید، جلب حزب شدم، ولی متأسفانه حزبی را انتخاب کردم که رهبرانش امروز اعتراف به خیانت و وابستگی نمودند که من اصلاً اطلاع نداشتم و بعد که این اعترافات را دیده و شنیدم متوجه این قضیه شده و شدیداً محکوم می نمایم. اینها نه تنها به کشور و انقلاب و مردم خیانت کردند بلکه به من نیز خیانت نمودند. اگر انبار اسلحه داشتند من مطلع نبودم. اگر با شوروی ارتباط داشتند به من دروغ گفتند. بنابراین من نمی دانستم که در مجرای جاسوسی و براندازی یک سازمان قرار گرفته ام و درمورد تحویل سلاح ها نیز فقط یک یوزی و دو عدد رولور که متعلق به یگان من نبوده بلکه در جریان انقلاب به دست آورده تحویل این حزب دادم به این دلیل که حزب را حامی انقلاب می دانسته و فکر می کردم که اگر مسئله ای اتفاق بیفتد این حزب حامی انقلاب است و بد نیست که این اسلحه ها را نگهداری نماید و بعد که از مسئول اسلحه را خواستم گفت تحویل کمیته داده ایم و من در تمام مدتی که در جبهه ها بودم مطلقاً با عوامل حزب تماس نداشتم فقط یک بار (بهرام) که قبل از پرتوی مسئولم بود یک بار تماس گرفت که آن هم حتی دو دقیقه هم طول نکشید و مسئله ای نبوده که رد نمایم و دررابطه با خدماتی که انجام داده ام هیچ حرفی نمی زنم و معتقدم که خدا توفیق انجامش را داده و خواست خدا بوده [است.]
سپس حاکم شرع از آقای پرتوی خواستند که دراین مورد اگر مطلبی [دارند] بیان نمایند.
پرتوی توضیح داد ... که تا قبل از اواخر سال ٥٨ (بهرام) با ایشان تماس داشته و از آن به بعد خودش با ایشان تماس داشته تا زمان دستگیری برای اینکه ایشان مطمئن تر برخورد نماید. وی را به ملاقات آقای کیانوری بردم ... همچنین افزود که ایشان (کبیری) به علت موقعیت خویش دسترسی به اطلاعات نظامی نداشتند که به من بدهند ولی اگر تماس هایی با مقامات داشتند مطالب مطرح شده در ملاقات ها را با من در میان می گذاردند. دررابطه با تشکیلات مخفی با متهم صحبت نشده بود ولی تأکید نموده بودم که این ارتباطات باید مخفی باشد. ... سپس دادستان مطالبی مبنی بر رد دفاعیات متهم بیان داشت ... سپس حاکم شرح از متهم خواست که آخرین دفاعیات خویش را بیان نماید:
کبیری: من پس از انقلاب با حزب تماس گرفتم و چون فعالیتی دررابطه با مسائل ایدئولوژیکی نداشتم پس ازنظر تئوری بسیار ضعیف بودم. ... من اصلاً از اقدامات حزب و خودم نیز که عضوی از آن بودم دفاعی نمی توانم بکنم. من فقط در دلم این است که فکر نمی کردم جاسوس شوروی بوده و درحال براندازی بودم و قصد این اعمال را نیز نداشتم.
... با پایان یافتن دفاعیات متهمان عطاریان و کبیری جلسه دادگاه خاتمه یافت و به منظور صدور حکم نهایی وارد شور شد.»[١]
[١] روزنامه کیهان، ٢٣/٩/١٣٦٢، ص٢٢.