النجاة - ابن سينا - الصفحة ٨٤ - درباره چند مبحث از شفاء و نجات
است كه در كتاب فى علم ما بعد الطبيعة در فصلهاى هفده تا نوزده آن آمده و آن گزيده گفتار اسكندر درباره عنايت است. پاول كراوس در مجله بنياد مصرى سال ١٩٤١ (٢٣: ٢٧٧) و بدوى در الافلاطونية المحدثة و در افلوطين عند العرب (٥٥ و ٦٣) و اشترنS ,M ,Stern در «مجموعه رسائل عبد اللطيف بغدادى در بررسى اسلامى.IS سال ١٩٦٢ در كراچى ص ٥٣- ٧٠ و انگليكانوى ويرثA .Neuwirth در ديباچه سه زبانه چاپ خود از مقاله لام عبد اللطيف بغدادى با ترجمه آلمانى (١٩٧٩) از دو نسخه آثار او سخن داشتهاند (١١٧ حكمة تيمور دار الكتب قاهره و ١٤/ ١٢٧٩ جار الله برگ ١٤٠ ر- ١٨٧ ر) گرهارد اندرسG .Endres در فهرست نگارشهاى ابن عدى (ص ٧٦) از عنايت اسكندر ياد كرده است.
كندى راست: الاستطاعة، التدبير، تثبيت الرسل، و رازى را است: التدبير و دعوة النبي (ابن نديم ٣١٥ و ٣١٦- فهرست بيرونى ١٦- ٢٠) در أنموذج العلوم باب ١٦ هم بندى از رساله عنايت اسكندر ديدهام.
٣- در نجات (ص ١٩) از «مطلقه و تقسميه» ياد شده همان كه در فضايح الباطنية غزالى (ص ٢٢ چاپ ليدن و ص ٨٥ چاپ مصر) مىبينيم كه به جاى حملى و شرطى بكار رفته است.
٤- ابن سينا در اثبات معاد در الهى نجات (ص ٦٨٣- ٦٨٦) و در الهى شفاء (ص ٤٣٥ چاپ سنگى تهران و ص ٤٢٣- ٤٢٥ چاپ مصر) و المبدأ و المعاد فصل ٤ مقاله ٣ (ص ١١٠- ١١٤) و رساله نفس شانزده فصلى (ص ١٤٧- ١٤٨ چاپ استانبول) پنج اصل آورده و اينها روانشناسانه و نئولوژيك است.
صدراى شيرازى هم در همين مسأله در اسفار يازده اصل گذارده است. او در المبدأ و المعاد (ص ٢٧٩- ٢٨٨) و الشواهد الربوبية (ص ١٨١- ١٨٤) و العرشية (١٤٤- ١٥٢) هفت اصل آورده كه بيشتر آنها از همان دوازده تا هستند. اين اصلها همه هستيشناسانه و انتولوژيك است و اينها همه جز آن اصلهاست كه او در معاد از آغاز و انجام خواجه طوسى گرفته است (راهنماى كتاب ٥: ٣٣) درباره معاد در مقايسه ٩٨ و ١٠٥ المقابسات ابو حيان توحيدى (ص ٣٤٣ و ٣٥٧) آمده است كه قومسى گفته است كه اعتقاد به معاد فطرى است نه ساختگى