النجاة - ابن سينا - الصفحة ١٥ - دو روش جدلى يا ديالكتيك و تاريخى ارسطو
٩- «اين مبادى را از رهگذر شمار حد و سامانى است يا از رهگذر نوع، سخن ما در باره مبادى صورى است يا مادى، بايد از تعريف و شناخت سخن گفت يا از ذات آنها» از اين يكى در فصل چهارم بتا ٨- ١٠ ياد شده و شماره ٢٠ ابن رشد است و پاسخ آن در مو ١٠ و لاندا ٤ و ٥ و زتا ٤ آمده است.
١٠- «آيا تباه شدنىها و تباه ناشدنىها را دو گونه مبدء است، آيا همه مبادى تباه نشدنىاند يا اينكه مبادى تباه شدنىها ناگزير بايد تباه شدنى باشند».
در فصل ٤ بتا (١١- ٢٣) آمده و در لاندا ١- ٧ و زتا ٧- ١٠ و آسمان نامه فصل سوم بند٣٠٦ a ٩ بدان پاسخ داده شده است و شماره ٢١ ابن رشد همين است ١١- «آيا چنان كه فيثاغورسيها و افلاطون مىگويند «يكى و هستى» گوهر چيزها هستند و چيزى ديگر بيرون از آنها نيستند، يا اينكه چيزى ديگر هم هست كه گوهر چيزها باشد چنان كه امپدوكلس دوستى و هراكليتوس آتش و تالس آب و آناكسمينس هوا گفته است».
شماره ٢٢ ابن رشد همين است و در فصل چهارم بتا ٢٤- ٣٤ از آن ياد شده و پاسخ آن در فصل ١٦ زتا (٣- ٤) بند١٠٤٠ b ٦ -٢٤ و فصل ٢ يوتا (بگفته راس ص ٢٦ ديباچه و تردنيك ١: ١٠) ديده مىشود.
١٢- «آيا مبادى كلى هستند يا مانند فرد و جزئي» كه در فصل ششم ٧- ٩ بتا آمده و شماره ٢٣ ابن رشد است و پاسخ آن و نهمى در مو ١٠ و زتا ١٣ تا ١٥ ديده مىشود.
١٣- «آيا مبادى به قوهاند يا به فعل، قوه و فعل آنها هم آيا با جنبش وابسته است يا نه» اين يكى در فصل ششم بتا ٥- ٦ ياد شده و شماره ٢٤ و ٢٥ ابن رشد است و پاسخ آن در تتا فصل ٨ (١- ٩) و لاندا فصل ٧ و ٨ ديده مىشود.
١٤- «شمار و درازا و پهنا و نقطه گوهرند يا نه، اگر گوهر باشند از ديدنىها بيرونند يا پايدارند در آنها» اين يكى در فصل پنجم بتا ياد شده و شماره ٢٦ ابن رشد است و پاسخ آن هم در فصلهاى ١- ٣ و ٦- ٩ مو و فصلهاى ١- ٣ و ٥ و ٦ نورديده مىشود ابن سينا در شفاء (م ٧ ف ٢ و ٣) از مثل و تعليمات سخن داشته است.
١٥- «آيا ما از روى چه بنيادى بايد بگوييم كه بيرون از ديدنىها صورتى هست و آن موضوع رياضى است»