ترجمة رساله اضحوية - ابن سينا - الصفحة ١٠٤ - فهرست عمومى لغات و تركيبات و اعلام
امور طبيعى- ٥٨
انباز- ٣٧، ٤٦، ٥٦، ٦٢
انبازان- ٤٧
انبازى نه- ٧٠
انبازى- ٤٣
انديشه كردن- ٦١، ٦٢
انديشه گماردن (انديشه در آن كار نگمارند)- ٤١
انديشيدن خويشتن را- ٦١
انگاشتن- ٤٠
انواع- ٥٦
اولاترين- ٥٥
اوهام مردم- ٦٣
اهبت- ٥٤
اهل تناسخ- ٣٦
اهل جدل- ٣٥
اهل حق- ٣٦
ايراد كردن (ايراد كنم)- ٣١
ايمن شدن از نيستى- ٣٦
«ب»
با انبازان- ٤٧
بازآمدن- ٣٣، ٤٥، ٥١، ٥٤
بازآمدن- عود
بازايستادن- ٣٨
باز بسته- ٣٥
بازپسترين- ٣٥
بازدارنده- ٥٧، ٦٠
بازدارنده بصر- ٥٤
باطل شدن ٤٣، ٦٠
باطل كردن- ٥٨
باطن- ٨١
با عادت خويشتن آمدن- ٤٢
با كالبد آمدن- ٣٧
بخشنده عقل و جان- ٣١
بدكردار- ٣٥، ٣٨
بدكردار بودن- ٣٧
بدكردارى- ٣٨
بدل شدن- ٥٤
بدن بهيمه- ٦٠
بدن دد- ٦٠
برانند- حمل كنند- ٤٤
برانگيختن- ٣٩
برخاستن- ٤٣، ٤٦، ٥٤، ٨٢
برشمردن- ٤٠، ٤٣، ٤٤، ٤٨، ٨٢
برگرفتن- ٣٣
برگزيده- ٣١
برون تن- بيرون تن- ٦٢
بزرجمهر- ٦٠
بزمند- ٤١
بساييدنى- ٤٧
بسر آمدن (بسر نيايد)- ٤٨
بسيارى- ٥٧، ٧٣
بشارت دادن- ٤٧
بعث كردن- ٤٥
بعد- در بعد بودن
بلى- ولى- ٦٢
بود وى- ٥٢، ٨٣
بوده بود- ٣٣
بوييدنى- ٤٧
به خودىخود- ٤٨
بهرهداشتن- ٣٩، ٧٣
بهرهپذير- ٦٧، ٧٣
بهرهپذير بودن- ٥٢