عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٣ - آداب تجارت
ترجمه:
٢٠- مستحب است اهل شهر به ملاقات سوارانى كه از خارج جهت فروختن يا خريدن متاع به داخل شهر مىآيند نرفته و در بيرون شهر با آنها معامله ننمايند.
تذكّر
حدّ تلقى ركبان چهار فرسخ مىباشد يعنى بر اهل شهر مكروه است كه تا چهار فرسخ به استقبال دهاتىها بيرون بروند و از اين مقدار اگر بيشتر بروند كراهت مرتفع است.
چنانچه در حكم به كراهت دو امر ديگر معتبر است:
الف: آنكه خروج اهل شهر بقصد سوداگرى و معامله باشد.
ب: آنكه ركبان و اهل قريه به قيمت اجناس در شهر جاهل باشند.
فرع
همان طورى كه خريدن اهل شهر از ركبان با شرائطى كه گفته شد كراهت دارد عينا خريدن آن مال از مشترى نيز مكروه مىباشد.
قابل توجه آنكه ركبان و اهل قريه تنها در صورتى حق خيار دارند كه در معامله مغبون واقع شده باشند و بدون غبن خيارى براى آنها نمىباشد.
٢١- مستحب است از احتكار هفت چيز اجتناب كنند:
گندم، جو، خرما، كشمش، روغن، زيتون و نمك.
بايد توجه داشت اگر غيراز دارنده اين اشياء شخص ديگرى نبوده و اين اجناس منحصرا نزد وى موجود باشد بر وى واجب است آنها را به نيازمندان و طالبان بفروشد و حق احتكار ندارد و در صورتى كه بخواهد در گرفتن ثمن اجحاف به آنان كند قيمت عادلانهاى براى آنها معين نموده و او را مكلّف مىكنند كه به همان قيمت به مشتريان بفروشد و اگر اجحاف نكرده و به قيمت متعارف بفروشد البته قيمتى براى اجناسش معيّن نمىكنند.