عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٧ - فصل چهارم در بيان فروش ميوهجات
ترجمه:
فرع
با اين فرض كه در مسئله قبلى بايع حق خيار داشته باشد مىگوئيم:
اگر مخلوط شدن حق بايع با مشترى بواسطه تفريط خريدار بوده و بايع هيچگونه منعى مرتكب نشده بلكه از استيفاء حق مشترى تمكين نموده باشد احتمالا مىتوان گفت براى مشترى حق خيار نيست.
و در قبال رأى مذكور اگر قائل شويم:
اختلاط حق بايع با مشترى اگر قبل از قبض بود مشترى خيار دارد و اگر بعد از آن صورت گرفت هيچ كدام خيار ندارند.
كلامى است قوى و متين.
فرع
و نيز ثمار و حاصل گياهان و درختانى كه نحوه جدا كردن آنها از درخت به نحو « خرط » [١] مىباشد مانند حناء و برگ توت را مىتوان يك خرط و يا خرطات متعدد فروخت.
فرع
و آن چه به چيدن از درخت جدا مىشود همچون « رطبه » [٢] و « بقل » را مىتوان يك چين يا چينهاى متعددى از آن را فروخت.
[١] خرط در لغت به اين معنا است كه دست را بر بالاى شاخهاى قرار داده باين طرز كه قسمت فوقانى شاخه را در مشت مىگيرند آنگاه دست را به همين حالت بسته و مشت را بر آن تا به انتهاء مىكشند و بدين وسيله برگ را از آن جدا مىنمايند و اين ضرب المثلى كه مشهور شده و مىگويند:
« دونه خرط القتاد» از همين باب است.
[٢] كلمه « رطبه » بفتح راء و سكون طاء عبارت است از « فصّه » و « قضب » و بقل مانند گياه نعناع.