قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢٩٦
اين مسلمانان بىچيز و ناتوان به نامهاى معقل و سويه و نعمان در حالى
كه مىگريستند به حضور رسول اللّه رسيدند و مشكل خود را مطرح كردند؛ آيۀ فوق
به همين مناسبت نازل شد.
[١]
طبق ظاهر اين آيه، براى افرادى كه به علت ناتوانى جسمى نمىتوانند در
جبهه شركت كنند و يا به خاطر ناتوانى مالى قادر به كمك مالى نيستند، هيچ گونه عقاب
اخروى وجود ندارد و اينان در قيامت مؤاخذه نمىشوند. ظاهر آيه همين است و به موضوع
ضمان و مسئوليت در زندگى روزمره ربطى ندارد؛ اما همان طور كه مىدانيم بيشتر آيات
قرآن مجيد از همين قبيل است و اگر چه در موارد خاصى نازل شده و به اصطلاح شأن نزول
ويژهاى دارد، فقهاى اسلامى نسبت به موارد خارج از آن مورد نيز به عموم آيه تمسك
كردهاند. به همين دليل از نظر روش اجتهادى، فقيه هيچگاه نبايد دقت خود را فقط بر مورد نزول آيه متمركز كند، بلكه به
آنچه مفاد ظاهر آيه از نظر عموم و اطلاق بر آن دلالت دارد نيز مىتوان تمسك كرد. البته بديهى است كه نبايد به گونهاى آيه را
تفسير كرد كه به تمامى از مورد نزول بيرون باشد و آن مورد را شامل نشود؛ زيرا اين
گونه تفسير، غير موجه و فاقد اعتبار است.
واژههاى به كار رفته در آيه
- الْمُحْسِنِينَ.
اين
كلمه جمع «محسن» است و چون جمع محلّى به الف و لام است،
افادۀ عموم مىكند.
احسان به معناى انجام دادن عمل نيكو، اعم از قول يا فعل، نسبت به
ديگرى است؛ خواه اين عمل، رساندن مالى به ديگران باشد و يا ارائه خدمات نيكوى
ديگر.
احسان ممكن است از طريق دفع ضرر مالى يا معنوى از شخص ديگر نيز محقق
شود.
- سبيل. كلمه سبيل
در اين آيه نكرهاى در سياق نفى است و از نظر ادب عرب، افادۀ عموم مىكند. بنابراين، آيه به معناى نفى عموم سبيل از
عموم محسنين است.
[١] مجمع البيان؛ ج ١١، ص ١٨٣ و ١٨٤ و فخر رازى، محمد بن عمر؛ التفسير الكبير (مفاتيح الغيب)؛ ج ١٦، ص ١٦٠.