صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٦
دولتهاى اسلامى سرچشمه مىگیرد. دولت اسلامى که باید با هم همصدا باشند، همفکر باشند، همه از یک دیانت، صاحب یک کتاب، و همه هم مىبینند که با اختلافاتى که بینشان هست دیگران نتیجه مىگیرند، درد را مىدانند لکن دنبال دوا نمىروند، بلکه هر روز اختلافاتشان بیشتر مىشود و جدائى از هم بیشتر پیدا مىکنند و دولتهاى بزرگ هم حرفشان همین است که ماها از هم جدا باشیم و با هم بلکه دشمن باشیم و اشتغال پیدا کنیم به حال هم و آنها استفاده کنند. باید مسلمین فکر اساسى براى خودشان بکنند و دولتهاى اسلامى فکر اساسى بکنند. فکر این نباشند که چند روزى که هستند مرفه باشند و داراى سلطه بر کشور خودشان، و این درد تفرق را خودشان دوا کنند، والا هیچ علاجى دیگر نیست در کار و هیچ مجلس و هیچ کنفرانس و هیچ اجتماعى اثرى نخواهد گذاشت. من از خداى تبارک و تعالى خواستارم که مسلمین را عموماً و دولتهاى اسلامى را خصوصاً بیدار کند و بر مشکلات خودشان غالب بشوند و اسلام آنطور که هست در ممالک اسلامى تحقق پیدا بکند، آنطور که در صدر اسلام بود.
(آنگاه یکى از نمایندگان سخنانى را به زبان عربى معروض داشت و امام در پاسخ وى فرمودند:)
بله یکى از مشکلات که باز مسلمین، من گرفتارش هستم و مشکله دولت و ملت است، و دولتها در آن قدرى که ما اطلاع داریم و شما هم مطلع هستید، دولتها، دولتهائى هستند که با ملتشان تفاهم ندارند، معامله دولتها با ملتها، معامله دشمن بادشمن است، ملت پشت مىکند بر دولت و دولت مىخواهد تحمیل کند بر ملت از این جهت ملتها پشتوانه دولتها نیستند بلکه معامله دشمن با دشمن مىکنند و این موجب ضعف دولتهاست. ما دیدیم که این پدر و پسر که در ایران حکومت کردند، حکومت جابرانه، هم در زمان پدر همچو ملت پشت به او کرده بود که وقتى متفقین آمدند و همه جهات مملکت ما در خطر بود، وقتى که رضا شاه رفت مردم شادى کردند و شکست او را در جنگ با شادى تلقى کردند براى اینکه او را هم دشمن خودشان مىدانستند و محمدرضا وقتى که با قدرت مردم بیرون رفت، مردم در روز رفتن او مثل عید رفتار مىکردند و عید گرفتند و این یک مطلبى است که در اکثر دولتهاى اسلامى (اگر نگویم در همه) هست که دولتهاى اسلام ما با ملتشان هیچ تفاهم ندارند، معامله دشمن با دشمن است، ملت از آنها فرار مىکنند آنها مىخواهند به ملت تحمیل کنند. و این هم یکى از مشکلاتى است که در ممالک ما هست و شاید حلش به این زودىها امکان نداشته باشد. ما الان که یک دولتى داریم که با مردم تفاهم دارد، الان تظاهرات مردم در خیابانها له اوست در عین حالى که خیلى نتوانستند تاکنون براى ملت کارى بکنند لکن ملت با او موافق است، با دولتشان موافقند، پشتیبان آن هستند یعنى یک دولت ملى است، یعنى دولتى است که یک ملت پشت سرش هست، و اما اگر حساب بکنید در سایر ممالک اکثراً (اگر همه نباشند) مسأله اینطور نیست، مردم با رضاى نفس از آنها پشتیبانى ندارند، آنها هم مصالح مردم را نمىخواهند مصالح خودشان رامىخواهند و تا این مشکل هست باز ما به همین حال هستیم و باز من از خداى تبارک و تعالى مىخواهم که این مشکل حل بشود.