صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٢٦
اجتماع اقشار مختلف در کنار یکدیگر و در کمال آرامش، از برکات نهضت است
شما قبل از اینکه این نهضت بشود هیچ وقت با این آقایان مجتمع نمىشدید یک جائى و هیچ وقت هم پیش ما نمىآمدید. ماها با هم گاهى هم مجتمع مىشدیم، شما هم با هم و هر دو از هم جدا. این نهضت اسباب این شد که ما همه با هم حالا هستیم، نه من از شما مىترسم، نه شما از من و نه آقایان از شما فرار مىکنند و نه شما از آقایان فرار مىکنید، همه رفیق و دوستید. این آرامش خاطرى که الان در ما هست و در شما که شما آرامش دارید از اینکه نمىترسید از ملت و آرامش دارد ملت از اینکه نمىترسد از شما این، یکى از برکات اسلام است که به ما رسیده است و این ارزشمند است خیلى. آنهائى که در رژیم سابق، همین ساواکىها و امثالشان که در رژیم سابق مردم را اذیت مىکردند آنطورها، وجدانشان ناراحت بوده است. بله، گاهى مىشود که انسان دیگر وجدانش هم تغییر مىکند اما اکثراً ناراحت مىشدند از اینکه یک همچنین کارهایى را مىکردند با وحشت بودند توى مردم وقتى که همچین کارهایى مىکردند آرامش خاطر، اطمینان خاطر که از نعمتهاى بزرگ است نداشتند. الان آرامش خاطر است، همهمان حالا با اینکه نیمه راه هستیم، اگر انشاءالله راه را به آخر برسانیم و این ریشه فاسدى که خیال مىکنند با مثلاً سوء قصد به کسى، با ترور یک کسى دیگر کارشان انجام مىگیرد و حال آنکه نه، دیگر گذشته وقتش. لابد شنیدید که امروز هم یکى از علماى تهران را سوء قصد به او کردهاند، آقاى آقارضى را به اصطلاح سوء قصد کردند، سه تیر هم به ایشان زدند لکن به جایى نشده است، ایشان نجات پیدا کردند. اینها خیال مىکنند که با این مسائل مىشود دیگر برگرداند یک ملتى که جوانهایش مىآیند پیش من یک دفعه و دو دفعه نه، زیاد و از من تقاضا مىکنند که تو دعا کن که ما شهید بشویم. این از ترور دیگر نمىترسد، این شهادت هم مىخواهد، با آغوش باز دنبال شهادت مىرود. این تعلیم اسلامى اینطورى است. رمز پیروزى ملت ما همین بود که دیگر نمىترسیدند از اینکه بروند توى خیابان بکشندشان، مىرفتند، خیلى هم کشته مىشدند، بالاخره هم با همین فریادها و دادها و الله اکبرها پیروز شدند. رژیم اسلامى اینطور است که افرادش از مسجد هستند، از مسجد نهضت مىشد و از مسجد مىرفتند به میدان، به میدان جنگها. در جمعهها که خطابه مىخواندند یا غیر جمعه که مىرفت آن سردارشان منبر و صحبت مىکرد، از آنجا راهش را مىانداخت براى اینکه بروند مبارزه کنند و یک همچین روحیهاى که از مسجد تحقق پیدا مىکند، این دیگر نمىترسد از اینکه حالا من بروم شاید چه بشود، این مسجدى است، الهى است، آدم الهى نمىترسد از اینکه حالا شاید من هم بکشند. بهتر، ما جاى بهترى داریم، آنها باید بترسند از مردن که خیال مىکنند وقتى مردند تمام شد، یا اگر تمام نشده، آنجا که بروند چه خواهند کرد با آنها، اما آنهایى که راهشان و حسابشان درست است با خالق خودشان، اینها چرا بترسند؟ نمىترسند.
در هر صورت حالا از برکات این نهضت همین اجتماع ما در اینجاست. ما و علماى بزرگ و محترم قزوین و شما آقایان ارتشىها همه با هم اینجا مجتمع و همه برادر و دوست و با آرامش خاطر اینجا نشستهایم و با آرامش خاطر هم مىرویم و این یکى از برکاتى است که از اسلام به ما رسیده است.