صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٧
رسالت عظیم روحانیت در حفظ شؤونات و اداى مقاصد اسلام
باید شما سخنگوى اسلام باشید، این شغل شماست و این شغل اگر چنانچه واقعیتى داشته باشد از همه شغلها بالاتر است براى اینکه مقاصد اسلام با زبان شما ادا مىشود، همه مقاصد اسلام، و مسؤولیتش از همه چیز زیادتر است. اگر خداى نخواسته یک نفر از کسانى که ادعاى اهل منبرى مىکنند یا محرابى، یا در منبر مىروند و یا در محراب اگر چنانچه آن کسى که منبر مىرود، زبانش یک وقتى یک زبانى باشد که بر خلاف مسیر اسلام باشد، این غیر از یک آدم عادى است که توى دکانش یک خلافى مىکند، یک کم فروشى مىکند، این خطر، خطر به مکتب است. شماها سخنگوى اسلام هستید اگر سخنگوى اسلام یک چیزى بگوید که با برنامه اسلام مخالف باشد، با مقاصد اسلام مخالف باشد، این مسؤولیتش غیر از آن مسؤولیتى است که یک نفر آدم عادى یک چیزى مىگوید. یا باید این ادعا را نکنید و این شغل را قبول نکنید یا اگر قبول کردید و این ادعا را کردید، باید سرش بایستید همهمان، همه ما الان این لباسى که الان شعار است لباس اسلام است، شعار است لباس روحانیت است، ما که این لباس را پوشیدیم، به لوازم این لباس باید التزام پیدا بکنیم دنبال این باشیم که شؤون این لباس که مىگوئیم لباس اسلام است شؤون این را باید حفظ بکنیم اگر خداى نخواسته ما شؤون این را حفظ نکنیم لباس، یک لباس غصبى است، ماقاچاق هستیم براى اینکه لباسى که باید یک فردى بپوشد که اسلامى باشد ما این لباس را از او غصبا پوشیده ایم. باید مافکر این مطالب باشیم که اول شرط روحانى بودن، چه آن قشر از روحانى که اهل منبر و خطبا هستند که سرو کار با روحانیت دارند، سر و کار با روح دارند و چه آن قشرى که اهل محراب و اهل تحصیل و اهل فتوى و اهل این چیزها هستند، این یک مسئلهاى است که براى همه سنگینى دارد و مشکلات دارد و براى همه مسئولیت دارد منتها مسئولیتها کم و زیاد دارد. یک کسى است فرض کنید که اگر چنانچه یک خلافى بکند یک مملکت به واسطه خلاف او یک وقت خداى نخواسته به اعوجاج کشیده مىشود، یک وقت یک کسى هست که یک شهر، یک وقت یک کسى است که یک ده، یک وقت کسى یک کسى است که یک مسجد، البته فرق مىکنند اینها،لکن همه مشترکند در اینکه مسئول هستند و همه مشترکند در اینکه باید از این مسئولیت درست از کار بر آیند. الان یک رژیم اسلامى به حسب رأى همه مردم، رژیم ما دیگر رژیم سلطنتى نیست و جمهورى اسلامى است، اما آنقدرى که تا حالا واقع شده است همین است که ما رأى دادیم به یک مسألهاى و دنیا هم ایران را شناخت به اینکه جمهورى اسلامى است، اما محتواى این جمهورى اسلامى که یک مقداریش مربوط به دولت است و دستگاههاى دولتى که آن الان به ما، محل صحبت ما نیست، یک قسمت مهمش هم مربوط به این بنگاه است، به این بنگاه روحانیت است، ما باید این بنگاه روحانیت را یک کارى بکنیم که اسلامى بشود و ما بتوانیم بگوئیم که ما در جمهورى اسلامى واقع شدیم، ما حالا دیگر آزاد هستیم، اختناق نداریم و مسائل اسلامى را آنطور که باید مىگوئیم، آنطور که باید عمل مىکنیم پیشتر نمىتوانستیم، آزاد نبودیم، منبر آزاد نبود، محراب آزاد نبود، حالا آزاد شدیم اما نه آزاد به اینکه حالا بخواهیم هر چه دلمان مىخواهد بگوئیم و هر چه